کارگاه آموزشی جهان بینی کنگره 60
پنجشنبه 28 مرداد 1395 ساعت 15:02 | نوشته ‌شده به دست مدیریت | ( نظرات )
بنام خدا
 
این جلسه هفتمین جلسه از دوره پنجاه و ششم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 با دستور جلسه قضاوت و جهالت در روز چهارشنبه مورخ 28/5/95 به استادی و نگهبانی جناب آقای مهندس و دبیری مسافر پیمان راس ساعت 12:30 آغاز بکار نمود.
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.
دستور جلسه امروز قضاوت و جهالت است، حالا چگونه است که ما آمده ایم و قضاوت را مقابل جهالت گذاشته ایم و این نشان می دهد که اگر قضاوت کردن بی مورد باشد، رابطه مستقیم با جهل انسان دارد. قبلاً هم اشاره کردم، دوره مرزبانی از این به بعد برای ما بسیار ارزشمند است. یعنی کسی در کنگره 60 اسیستانت و ایجنت می شود که قبلاً دوره مرزبانی را گذرانده باشد. یعنی کسی که دوره مرزبانی را نگذرانده باشد، مرزبان و ایجنت نمی شود.
راهنماها هم کسانی می شوند که دوره دبیری، نگهبانی را گذرانده باشند.
می خواستیم برای یک شعبه ایجنت انتخاب کنیم، یک نفر مدیریتش خیلی خوب بود، ولی دوره مرزبانی را نگذرانده بود، ولی یکی مدیریتش ضعیف تر بود، ولی دوره مرزبانی را گذرانده بود، که من گفتم که اون فردی که دوره مرزبانی را گذرانده است، قرار بدهند.
شرایط کنگره هم خوب است و از شش ماه اول سال تا به امروز که هنوز وارد شهریور نشده ایم، 1518 نفر در کل رهائی داشته ایم، که میانگین هر هفته 70 نفر رهایی داشته ایم.
این مسئله قضاوت و جهالت مبحثی است که ما هر روز با آن سروکار داریم، به طور کلی انسان وقتی به دنیا آمد و وقتی توانست روی پای خودش بایستد، دائماً در حال قضاوت است، یعنی دائماً باید قضاوت کند. این مسیر را بروم یا نروم؟ در این محل استراحت بکنم یا نکنم؟ این دوست است یا دشمن؟ این آدم خوبی است یا آدم بی است؟ این کار را انجام بدهم یا ندهم؟ درس بخوانم یا نخوانم؟ 
ما مرتب در حال قضاوت هستیم و اگر قضاوت نکنیم زندگیمان پیش نخواهد رفت. قضاوت موقعی مشکل آفرین می شود که مسائلی که به ما مربوط نیست، در موردش قضاوت کنیم. اگر بخواهیم قضاوت را بیشتر بشکافیم، به یک مثلثی بر می خوریم، که وسط این مثلث قاضی قرار دارد. یک طرف شاکی، یک طرف متشاکی، یک طرف هم دلایل و مدارک. 
وقتی قاضی می خواهد قضاوت کند، به یک طرف دعوا می گوید تمام حرفهایت را بزن و به طرف دیگر می گوید تو ساکت باش. بعد قاضی به طرف دیگر می گوید که حالا تو حرفهایت را بزن. بعد می گوید دلایل و مدارکتان؟ مدارک را ارائه می دهند و بعد طرف دیگر می گوید که مثلاً امضاء جعلی است و متعلق به من نیست، دوباره دادگاه عقب می افتد که این امضاء مورد بررسی قرار بگیرد و کارشناسی شود. بعد از همه اینها، قاضی قضاوت می کند و حکمش را می دهد. بعد از صدور حکم، 20 روز وقت دارد که تجدیدنظر کند، در غیر اینصورت قطعی است ...
حالا گفتیم که قاضی قضاوت می کند، طرفین مدارک رو ارائه می دهند، باید صحت و سقم اصالت مدارک ثابت شود، بعد قاضی حکم می کند، بعد به تجدیدنظر می رود، ممکن است دو سال هم طول بکشد و بعد رای شکسته شود، تجدیدنظر هم که رای داد، ممکن است فرجام بدهند و به دیوان عالی کشور برود، در آنجا هم قضات قوی تر بررسی می کنند و حکم بدهند. حالا ما سریع در مورد همه چیز قضاوت می کنیم. فلانی رفت خانه فلانی، حتماً منظورش این بود که فلان کار خلاف را انجام بدهند.
در جلسات قبل گفتم، تعطیلات با خانواده ام در باغی که هیدج دارم رفتم، یک پیامک برای من آمده است، که آقای مهندس ای کاش اینجا بودید، چون در اینجا چند روزی است که آهنگ می گذارند و پارتی راه انداخته اند و چند نفر خانم هم در اینجا هستند... در صورتی که من خودم بهمراه خانواده ام در باغ خودم بودم. ببینید که چقدر قضاوت کردن و شستن گناه دیگران بد و زشت است. 
من برای آن شخص نوشتم که خیلی ممنونم، آن خانم هایی که شما می گویید، خانواده خود من هستند، از شما خواهش می کنم که در کار دیگران قضاوت نکنید، امیدوارم که خدا گناه شما را ببخشد...
ما صبح تا شب در حال قضاوت هستیم. ما در همه جا و در هر موضوعی اظهارنظر می کنیم و قضاوت می کنیم. در مورد انسانها هم همینطور.چقدر گناه انسان ها را می شوریم و خانواده ها را به جنگ و دعوا می اندازیم و مشکلات عدیده ای درست می کنیم.
این قضیه از زمانهای قدیم بوده است. در داستانهای شکسپیر شما اتللو را می بینید که چه فجایعی اتفاق می افتد، چطور مدارک را بگونه ای تنظیم می کنند که گوئی همسر اتللو به او خیانت کرده است و اتللو که یک سیاه پوست بود، همسرش را می کشد. در صورتی که اصلاً خیانتی در کار نبوده است و تمام این ها صحنه سازی بوده است.  ما در مورد دیگران و چیزهایی که به ما مربوط نیست، نباید قضاوت کنید. 
قاضی و نیروهای انتظامی، شغلشان این است و بایستی تجسس و قضاوت کنند. اما کار ما چیست؟ به ما چه ربطی دارد که همسایه ما چه کار می کند؟
هرچه پائین شهر هستیم، این قضایا و اتفاقات بیشتر و شدیدتر است. هرچه فرهنگ ضعیف تر است، این قضایا قوی تر و مشکل تر است. من در قسمت جنوب شهر که در گذشته می رفتم، تا یک نفر رد می شد، همسایه ها و خانمها که نشسته بودند، می گفتند که الآن حسن آقا یا عباس آقا که رد شد، می خواهد برود و تریاک بکشد ... و این برای ما جز ایجاد استرس و تشنج، فایده ای ندارد.
 

ما باید یاد بگیریم در کارهایی که به ما ربطی ندارد، دخالت نکنیم. روز سه شنبه راجع به جنگ افکار صحبت کردم، در جهان امروز افکار در حال جنگ هستند، یعنی جنگ افکار به گونه ای انجام می گیرد، که آگاه شدن از یک مطلبی که آیا این درست است یا خیر، به این آسانی نیست. راجع به ادیان الهی با یک مسائل ساده و پیش پا افتاده، مطالبی که به صورت تمثیل ارائه شده، آنها را اصل می گیرند و سعی می کنند مورد نیشخند قرار بدهند و دیگران هم باور می کنند.
ما در مورد هر چیزی که می خواهیم قضاوت کنیم، باید علم و آگاهی داشته باشیم. ما وقتی یک صحنه ای می بینیم، آن صحنه بستگی به نهاد ما دارد، مثلاً کسانی که سوار وسپا می شوند، تمام توجهشان به موتورهای وسپا هست، کسی که با ماشین وانت بار می رود، تمام توجهش به نیسان است، همه همینطور هستند. هر کس هر ماشینی که سوار می شود، اول آن ماشینی که خودش سوار شده است، مورد توجهش قرار می گیرد و این یعنی نهاد ما. یعنی وقتی ما صحنه ای را می بینیم، یک تکه اش را می بینیم، بقیه اش را خودمان می سازیم، مثل یک فیلم می ماند، از این فیلم یک صحنه اش را می بینیم و بقیه اش را خودمان می سازیم، حالا ساخت فیلم توسط ما بر مبنای نهاد ما ساخته می شود.
اگر صحنه ای را بینیم و در نهاد ما دزدی باشد، بقیه صحنه را بر مبنای دزدی می سازیم. اگر آدم منفی و حیضی باشیم، بقیه مطلب را بر مبنای نهاد خودمان می سازیم. اگر دو نفر پچ پچ می کنند را ببینیم، بقیه را بر اساس نهاد خودمان می سازیم. اگر نهاد ما مثبت باشد، بقیه صحنه را مثبت می گیریم و اگر نهاد ما منفی باشد، بقیه صحنه را منفی می گیریم. یعنی خودمان بر مبنای نهاد خودمان صحنه را می بینیم.پس اگر ما انسانها را همه جا دزد می بینیم، خودمان مشکل داریم. اگر همه را خیانت کار می بینیم، خودمان مشکل داریم. باید به درون خودمان مراجعه کنیم.
 

 
پس قضاوت هایی که ما می کنیم، با دیدن یک قسمتی از صحنه، بقیه را خود ما جور می کنیم و خود ما جور می کنیم در صحنه و بر مبنای اینکه چه کارگردان و نویسنده ای هستیم، بقیه سناریو را می نویسم وجالب این است که وقتی خودمان می نویسیم، خودمان هم باورمان می شود. اول کم باورمان می شود و بعد بیشتر می شود و بعد به عنوان یک قانون که مو لای درزش نمی رود، می پذیریم.
ملانصرالدین سر کوچه ای ایستاده بود، بخاطر اینکه مردم را دست بندازد، به همه می گفت که ته این کوچه نذری می دهند، بعد دید که مردم همه یک کاسه دستشان است و در حال رفتن به انتهای کوچه هستند، بعد با خودش گفت که : نکنه واقعاً ته کوچه نذری می دهند، خودش هم یک کاسه دستش گرفت و رفت ته کوچه. ما باید در مورد کارهای خودمان و منش خودمان قضاوت کنیم، بقیه مسائل جز  در مورد آن چیزهایی که به ما مربوط نیست، تجسس و قضاوت نکنیم و گناه دیگران را به گردن خودمان نیندازیم ، ما باید در مورد کارهای خودمان قضاوت کنیم.
 
نگارنده: مسافر احمد شریفیان
منبع: کنگره 60
عکاس: مسافر سعید
 
نام فایلتاریخمدت زمانحجم (MB)لینک
فایل صوتی سخنان مهندس95/05/2700:23:238دانلود
فایل صوتی رهایی ها95/05/2702:14:2546دانلود
 
منبع کنگره 60
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزش جهان بینی کنگره60،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شیدا جمعه 29 مرداد 1395 15:03
ممنون.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات