دستور جلسه:وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من
جمعه 19 شهریور 1395 ساعت 19:59 | نوشته ‌شده به دست مسافر میلاد | ( نظرات )
من اگر سیزده وادی را زندگی نکرده باشم راجع به وادی چهاردهم هیچ‌چیز ندارم که بگویم


روزپنج شنبه مورخ 95/06/18 ششمین جلسه از دور بیست و دوم سری کارگاه های

آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه کرج به استادی آقای: امیر جهانشاهلو

نگهبانی آقای: حمیدرضا و دبیری آقای: مهدی با دستور جلسه:

((وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من))

راس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.

و در ادامه

«مراسم تولد اولین سال رهایی مسافر امیر حسین خدایی و مسافر اصغر برگزار گردید »


ابتدا خدا را شاکرم که دوباره این جایگاه را تجربه می‌کنم

دستور جلسه امروز دو بخش هست بخش اول وادی چهاردهم و درکی که هر مسافر می‌تواند از آن داشته باشد و بخش دوم دستور جلسه تولد امیرحسین عزیز و اصغر عزیز هست.

به نظر من غالب و چهارچوب وادی‌های کنگره درک بسیار عمیقی می‌خواهد و من به این مسئله اعتقاددارم که دانسته‌های کنگره 60 ضریب هوشی بالایی می‌خواهد.

اگر قرار است راجع به وادی چهارده بدانیم باید به سؤال وادی به بهترین شکل ممکن جواب بدهیم؛ من اگر سیزده وادی را زندگی نکرده باشم راجع به وادی چهاردهم هیچ‌چیز ندارم که بگویم به نظر من هر انسانی به‌اندازه‌ای می‌تواند عشق و محبت داشته باشد که بتواند به بقیه هم آن عشق و محبت را انفاق کند هر انسانی به‌اندازه‌ای می‌تواند خوشبخت باشد که بتواند به بقیه هم آن خوشبختی را بدهد یعنی باید به‌اندازه‌ای پر از خوشبختی باشیم که بتوانیم به بقیه هم از آن خوشبختی بدهیم.

و سؤال اصلی ازاینجا شروع می‌شود که سرمنشأ این عشق و محبت از کجا است؟

چه اتفاقی می‌افتد که یک دیده بان یا مرزبان یا راهنما بااین‌همه انرژی بدون هیچ چشم‌داشتی می‌آیند و می‌روند و فقط بزرگ‌ترین ادعای آن‌ها این است که خدمتگزار کنگره هستند.

این جای سؤال برای شما ندارد بعضی وقت‌ها آن‌قدر صحبت کردن راجع به این وادی سخت می‌شود البته سخت نه به لحاظ صحبت کردن به لحاظ روزها و ماه‌ها و سال‌هایی که ما این خدمت‌ها را دیدیم و چیزی نگفتیم البته آن‌ها منتظر تشکر ما نیستند؛ پس بیاییم به حرمت این وادی قدم‌هایمان را محکم‌تر برداریم.

اما راجع به اصغر و امیرحسین:

اصغر روزهای اولی که به کنگره آمد حال خوبی نداشت اوضاع بدی داشت؛ تخریب انواع مواد و شیشه به بدترین شکل ممکن و تا می‌رسید سر لژیون فقط اشک می‌ریخت روزهای بد اصغر تمام شد و امروز به این جایگاه رسید

امیرحسین هم تخریبش شیشه بود به شعبه شادآباد رفته بود ولی موفق نبود کرج هم به امید کشیدن آمده بود اما من پوستش را کندم و چون نسبت به بچه‌های دیگر سن و سالش از همه کمتر بود تمام رفتارهای امیرحسین را زیر نظر داشتم از زمانی که می‌آمد روی صندلی می‌نشست تا زمانی که لژیون تمام می‌شد البته پوست من هم کنده شد تا بشود این امیرحسین امروز امیدوارم هردو عزیز در تمام مراحل زندگی‌شان موفق باشند و تمام لحظه‌های زندگی‌شان پر از حضور خدا باشد و بتوانند این مسیر را به بهترین شکل ممکن طی کنند.

اعلام سفر مسافر اصغر: /تخریب 27 سال / آخرین آنتی ایکس شیشه / راهنما آقای امیر جهانشالو / مدت سفر اول 11 ماه و 28 روز / رهایی 1 سال و 4 ماه



اعلام سفر مسافر امیرحسین:/ تخریب 7 سال / آنتی ایکس شیشه / راهنما آقای امیر جهانشالو / مدت سفر 10 ماه و 28 روز / رهایی 1 سال و 18 روز



آرزوی مسافر اصغر: آرزو می‌کنم تمام سفر اولی‌ها این جایگاه زیبا رو تجربه کنند.

آرزوی مسافر امیرحسین: آرزو می‌کنم روزی برسد که هیچ آدمی نقابی به صورتش نزده باشد.

صحبت‌های مسافر اصغر:

از همه عزیزان تشکر می‌کنم؛ من زمانی که به کنگره آمدم 21 کیلو وزنم بود چون مصرفم هم بی‌نهایت بالابود در خانه هم مشکلات زیادی داشتم البته آن‌ها حق داشتند و همان‌طور که آقا امیر گفتند هر وقت می‌آمدم و ایشان را می‌دیدم اشکم درمی‌آمد؛ الآن خدا را شکر می‌کنم که دید خانواده نسبت به من تغییر کرده است.

صحبت‌های مسافر امیرحسین:

قبل از هر چیز خدا رو شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم و از همه عزیزان هم تشکر می‌کنم؛ من هیچ‌وقت باورم نمی‌شد روزی برسد که بتوانم از شیشه جدا بشوم چون با لذت تمام شیشه را مصرف می‌کردم و روزی هم که به کنگره آمدم همان‌طور که آقا امیر گفتند آمده بودم خانواده را دور بزنم و با مصرف بالایی که وارد کنگره شدم اوایل اصلاً در لژیون نمی‌توانستم حرف بزنم در خانه هم همین‌طور بودم و جای دوست و دشمنم عوض‌شده بود کسی که به من دشمنی می‌کرد فکر می‌کردم دوستم است و کسانی که مثل اعضای خانواده‌ام به من دوستی می‌کردند فکر می‌کردم دشمنم هستند؛ از همین‌جا از آقا امیر تشکر می‌کنم از پدر و مادر و خواهرم تشکر می‌کنم که من رو تحمل کردند و دستشان را می‌بوسم.

صحبت‌های پدر مسافر امیرحسین:

من ابتدا از جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم؛ از آقای امیر جهانشالو تشکر می‌کنم.

صحبت‌های همسفر (مادر) مسافر امیرحسین:

من این روز رو به آقای جهانشالو، آقا اصغر و خود امیرحسین تبریک می‌گویم من روزهای اولی که به کنگره می‌آمدم خیلی ناراحت بودم اما بعد از مدتی تغییرات را که در امیرحسین دیدم و رفته‌رفته آرامش به زندگی ما بازمی‌گشت؛ خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم که ما مسیر کنگره برایمان باز شد؛ از خانم سهیلا اسدی تشکر می‌کنم، از خانم آذر پور بسیار تشکر می‌کنم که این مسیر طولانی را به خاطر ما آمدند، از خانم فدایی هم تشکر می‌کنم.

صحبت‌های خانم مریم:

من هم این روز قشنگ رو به آقای جهانشالو، آقا امیرحسین و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم البته امروز خانم اسدی باید اینجا می‌نشستند و من به نیابت از ایشان اینجا نشستم دستور جلسه امروز وادی عشق و محبت هست و فکر می‌کنم این عشق مادر و فرزندی امروز در تولد و رهایی امیرحسین خودش را نشان می‌دهد.

صحبت‌های خانم آذر پور:

من هم این روز قشنگ رو به راهنمای امیرحسین، خود امیرحسین، آقا اصغر و پدر و مادر امیرحسین تبریک می‌گویم به خواهرشان تبریک می‌گویم که واقعاً زحمت کشیدند در این مسیر همراه برادرشان بودند و تا تهران می‌آمدند و همیشه سر لژیون حضور داشتند به خانم مریم راهنمای مادرشان تبریک می‌گویم و آرزوی سلامتی و شادی برای همه دارم.

صحبت‌های همسفر (خواهر) مسافر امیرحسین:

من هم این روز قشنگ رو به امیرحسین و آقا اصغر تبریک می‌گویم و امیدوارم که رهایی‌شان مستدام باشد؛ من سال 93 با کنگره 60 آشنا شدم و دیگر می‌دانستم که امیرحسین درگیر مواد هست و من به شعبه شادآباد رفته بودم آن روز در شعبه شادآباد تولد بود همه حالشان خیلی خوب بود و همه خیلی شادبودند و من در طول تولد فقط گریه می‌کردم و می‌گفتم خدایا می‌شود روزی برسد که ما با امیرحسین پنج دقیقه بتوانیم صحبت کنیم تولد که هیچ و روزی می‌رسد که امیرحسین حالش خوب باشد؛ از آقای جهانشالو تشکر می‌کنم از خانم آذر پور بسیار تشکر می‌کنم که امروز زحمت کشیدند و در مراسم ما شرکت کردند و خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم.


















Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حامد پوری شنبه 27 شهریور 1395 11:24
با سلام خدمت آقا امیر راهنمای لژیون

امیر جان خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم پنجشنبه تولد یک سالگی گرفتی .خدا رو شکر .انشاالله در همه مراحل زندگی دو چندان موفق باشی داداش.

شنبه 27 شهریور 1395 08:23
اصغر جان و امیرحسین عزیزم داداش لژیونیهای عزیزم.از صمیم قلب براتون حال خوش در تمام مراحل زندگی آرزو میکنم.
شنبه 20 شهریور 1395 23:14
سلام و خداقوت به بچه های سایت وتبریک به امیر حسین وخانواده محترمشون وتبریک به استاد عزیز آقای جهانشاهلو که از ته دل دوسشون دارم عاشق صحبتاشونم خیلی ازشون یاد میگیرم ممنون
سهیلا اسدی شنبه 20 شهریور 1395 07:56
سلام دوستان سهیلا هستم همسفر
اولین سال رهایی امیرحسین عزیز و گرامی رو خدمت خودش و خانواده ی محترمش به خصوص مادر گرامیش تبرک عرض می کنم.
امیدوارم هر آن چه خیر است سر راه این عزیزان قرار گیرد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو