دستور جلسه:کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره
جمعه 3 دی 1395 ساعت 17:28 | نوشته ‌شده به دست مسافر میلاد | ( نظرات )
امیدوارم تمام افرادی که وارد کنگره می‌شوند، فقط برای درمان مواد مخدر نیامده باشند و برای زندگی بهتر آمده باشند


روزپنج شنبه مورخ 95/10/2 چهارمین جلسه از دور بیست و سوم سری کارگاه های

آموزشی کنگره ۶۰ شعبه کرج به استادی آقای: محمود شیخ حسنی

نگهبانی آقای: امیر و دبیری آقای: احسان با دستور جلسه:

((کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره))

راس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود

و در ادامه پنجمین سال رهایی (آزاد مردی) مسافر سامان قره داغی

من زمانی که مواد را انتخاب کردم برای مصرفم، می‌خواستم حالم بهتر شود و به این موضوع فکر می‌کردم که این‌هایی که مواد نمی‌کشند چه چیز را توانستند پیدا کنند اما بعد دیدم که هزاران مشکل و دردسر برای خود من پیش آمد و خدا را شکر که به کنگره 60 آمدم من در کنگره کاملاً چشم می‌گفتم و تسلیم آقای اشک زری بودم هر چیزی که می‌گفتند، سریعاً می‌گفتم چشم و همین‌الان انجام می‌دهم و فقط انجام می‌دادم و وقتی تأثیر درست آن را در زندگی‌ام دیدم به خودم گفتم چقدر دارم بهتر می‌شوم و شروع کردم در تمام مسائل با آقای اشک زری مشورت کردن.
امیدوارم تمام افرادی که وارد کنگره می‌شوند، فقط برای درمان مواد مخدر نیامده باشند و برای زندگی بهتر آمده باشند، هم‌سفر هم باید بیاید برای زندگی بهتر و به مسافرش کاری نداشته باشد و بتواند زندگی بهتری برای خودش درست کند و به خاطر درست عمل نکردن مسافرش، برای خود بازی ذهن درست نکند و بگوید من آمده‌ام فقط برای خودم و در آینده می‌بینند که این دو ستون محکم در کنار هم قرار می‌گیرند، ولی اگر بخواهند روی همدیگر زوم کنند و از هم ایراد بگیرند، هیچ‌وقت ستون‌های محکمی در خانواده نخواهند بود.

سامان رهجوی من هست که به اعتقاد من بچه‌ها همه ره‌جوی کنگره هستند من در خارج از کنگره کاری با سامان ندارم و تنها رابطه من با سامان در داخل کنگره و آن پیوند محبت است و تنها پیوند محبت ما را به هم متصل نگه می‌دارد.
من افتخار می‌کنم به سامان چون می‌بینم تمام آموزش‌هایی که مدنظر کنگره بوده، دارد و در زندگی‌اش اجرا می‌کند، کارمی‌کند، تلاش می‌کند، استراحت می‌کند، استخرش را می‌رود و با لب خندان برای زن و بچه‌اش کار می‌کند؛ خیلی برای من مهم بود که ره‌جو باید به خانواده‌اش برسد.
باارزش‌ترین چیزها هم برای من و هم برای سامان خانواده است و اینکه هرکدام داریم در کنار خانواده‌هایمان با لذت فراوان زندگی می‌کنیم و این روز عزیز را به سامان به همسر و مادر مهربانش و به سرکار خانم جعفری تبریک می‌گویم.


صحبت‌های مسافر سامان:


یک تشکر ویژه می‌کنم از همه عزیزانی که در جشن ما حضور دارند و در این 5 سال یکی از زیباترین جشن‌هایی که داشتم همین جشن هست؛ ممنون از تک‌تک شما عزیزان و امیدوار هستم که لایق این باشم و روزی برسد که بتوانم در جشن شما عزیزان باشم.
خدا را صد هزار بار شکر، روزی که روی این صندلی‌ها نشسته بودم و تصور 5 سال رهایی واقعاً برای من محال بود خدمت در کنگره جریانی بود که مرا با خودش برد و این حرکت وقتی برای من اتفاق افتاد، دیگر از چهارچوب زمان رها شدم و رسیدم به نقطه‌ای که فهمیدم خیلی کارها دارم برای انجام دادن دارم مرحله‌به‌مرحله یک سری کار و یک سری فهم جدید برای من رقم خورد.
برای من این 5 سال خیلی مهم است و در این 5 سال خیلی بزرگ‌تر شدم یک روزی در لژیون به آقای شیخ حسنی گفتم دو نفر را می‌برند به باغی و یکی را می‌برند داخل و یکی را بیرون نگه می‌دارند به آن‌کسی که داخل بود می‌گویند برو و تمام درخت‌ها ببین و هرکدام که قشنگ‌تر است را به ما بگو و بعد برمی‌گردد و می‌گوید نمی‌دانم و آن‌کسی که اصلاً نرفته به باغ هم می‌گوید نمی‌دانم، هر دوتایشان نمی‌دانند ولی بین این دو نفر فاصله است، 5 سال رهایی در کنگره60 به من ثابت کرد که هیچ‌چیز نمی‌دانم، این باغ دیدنی لژیون‌های ماست هرکدام از این بچه‌ها یک درخت و هرکدام از این‌ها یک شرایط نگهداری و هرکدامشان میوه‌های مختلف دارند.
تمام آدم‌ها و تمام مسائلی که وجود دارد مثل یک دریا است که عکس یک ماه هم در آن است؛ فقط دریا یک‌کمی طوفانی است و عکس ماه معلوم نیست، یعنی جواب‌ها در درون است؛ فقط باید دیده شود و دریا آرام شود و آرام شدن دریا کار ساده‌ای نیست.
نقش یک راهنما این است که بیاید و درون آدم را آرام بکند؛ نقش او جواب دادن به هر سؤالی نیست و اینکه از خیلی از کمک راهنماها سؤال می‌شود که چرا جواب بعضی از سؤال‌ها را نمی‌دهند.
یکی از خاطره‌هایی که من هیچ‌وقت از یاد نخواهم برد و برای من زنده است و باعث یک اتفاق شد و هرکسی می‌تواند یک تعریفی بکند؛ که یک روز مأمورها من را گرفتند و زنگ زدم به خانمم و آمد و روی دو صندلی به فاصله دو متری از هم‌نشستیم و مأمور برگشت به همسرم گفت: وقتت را اثیر این آدم‌های علاف نکن و ای‌کاش زمین دهن باز می‌کرد و من را می‌بلعید؛ خیلی شرایط سختی بود برای اینکه تازه من و خانمم عقد کرده بودیم و آن مأمور در ادامه صحبت‌هایش به همسرم می‌گفت که این آدم‌ها تو را گول می‌زنند و دوباره برمی‌گردند و مواد مصرف می‌کنند و شما جوان هستید و بروید طلاقتان را بگیرید و انشاالله که خوشبخت می‌شوید، شرایط خیلی سختی بود در شرایطی بودم که یک مصرف‌کننده می‌خواست ترک کند ولی نمی‌توانست و در شرایطی بودم که نه زبانی داشتم از خودم دفاع کنم و نه بلد بودم و نمی‌دانم به چه زبانی از این زن که الحق والانصاف در بعضی از شرایط مثل یک مرد ظاهر شد و این سؤال را برای من پیش می‌آورد که آیا من مرد هستم و در شرایطی که اصلاً وظیفه‌اش نبود ایستاد تشکر کنم، مادر من وقتی برای اولین بار مواد را در جیب من پیدا کرد، از همان موقع دنبال راهکار برای من گشت و دنبال ایستادن روبه روی من نبود.
این جشن برای مادرم، پدرم که جایش خیلی خالی است، همسرم، آقا محمود بود و من جشن هم‌سفر را به همه هم‌سفرهای عزیز شعبه کرج تبریک می‌گویم انشاالله که همیشه سایه‌تان بالاسر ما باشد و انشاالله پاداشتان را به زیبایی دریافت بکنید.
یک تشکر ویژه از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و از خانم جعفری عزیز و جناب آقای محمود شیخ حسنی که آرامش را برای من به ارمغان آورد.

صحبتهای خانم جعفری:

از بنیان کنگره 60 و خانواده کنگره 60 و از جناب مهندس دژاکام و سرکار خانم آنی تشکر می‌کنم و این روز عزیز را به آقای سامان و راهنمای عزیزشان جناب آقای شیخ حسنی تبریک عرض می‌کنم و به مادرشان که خیلی صبوری کردند تبریک می‌کنم و به هم‌سفر خوب و مهربانشان که ایستادگی کردند واقعاً تبریک عرض می‌کنم و آرزوی سلامتی برای همه شما عزیزان دارم و اینکه تمام سفر اولی‌ها به رهایی برسند.

صحبتهای مادر مسافر سامان:

از بنیان کنگره 60 و خانواده کنگره 60 و از جناب مهندس دژاکام ممنون هستم که چنین مجموعه‌ای را راه انداخت و سرکار خانم آنی تشکر می‌کنم و یک تشکر بسیار ویژه از جناب آقای شیخ حسنی دارم که در حق سامان من پدری کرد و زیر پروبال خودش گرفت، دستش درد نکند و اجرش باخدا و از سرکار خانم جعفری نیز بسیار سپاس گذارم که در تمام مراحل سفر سنگ صبور و مایه آرامش من بودند و از عروس گلم خیلی سپاس گذارم، روزی که به ایشان گفتم، سامان من چنین مشکلی دارد دستش را گذاشت در دستم و یا علی گفت و شروع کردیم و پسر عزیزم، بهت تبریک می‌گویم و از خداوند متعال آرزوی بهترین‌ها را برای شما و همسرتان و دختر کوچکتان دارم؛ وانشاالله همه شما عزیزان مسافر به رهایی برسید.

صحبتهای همفسر مسافر سامان:

از بنیان کنگره 60 و خانواده کنگره 60 و از جناب مهندس دژاکام ممنون هستم که چنین مجموعه‌ای را راه انداخت و سرکار خانم آنی و جناب آقای شیخ حسنی که همیشه همراه و پشتیبان ما بودند تشکر می‌کنم، از خانم جعفری که خیلی اذیتشان کردیم صمیمانه سپاس گذارم و از مادر و پدر عزیزم که جایشان خیلی خالی است که همیشه در زندگی مثل کوه پشتم ایستادند خیلی ممنونم و به سامان عزیز که واقعاً خودش خواست و تمام این سختی‌ها را در طول سفر پشت سر گذاشت و آرامش را برای زندگی ما به ارمغان آورد تبرک می‌گویم و سپاس گذارم.





تایپ: مسافر صدرا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی مسافران و همسفران، تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شهرام باقری پنجشنبه 9 دی 1395 20:43
آقاسامان تبریک عرض میکنم
امیدوارم درکنار خانواده محترم روزهای خوشی داشته باشید
سایه همسفر مهدی دوشنبه 6 دی 1395 14:36
سلام
آقای قره داغی آزاد مردیتان مبارک ،برایتان بهترینها را آرزومندم.
حسین قره داغی شنبه 4 دی 1395 06:26
سامان عزیرم تولد آزاد مردیت مبارک.خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم.انشاءالله سلامت و برقرار باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: