دستورجلسه: وادی پنجم و تاثیر آن روی من
جمعه 17 دی 1395 ساعت 16:13 | نوشته ‌شده به دست مسافر میلاد | ( نظرات )
وادی پنجم می‌گوید من فقط با تفکر به‌جایی نمی‌توانم برسم حرکت کردن و رسیدن آن را کامل می‌کند


روزپنج شنبه مورخ 95/10/16 ششمین جلسه از دور بیست و سوم سری کارگاه های

آموزشی کنگره ۶۰ شعبه کرج به استادی آقای: بهزاد بابایی

نگهبانی آقای: امیر و دبیری آقای: احسان با دستور جلسه:

((وادی پنجم و تاثیر آن روی من))

راس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود

و در ادامه جلسه جشن تولد سومین سال رهایی مسافر امید و اولین سال رهایی مسافر محسن برگزار شد

دستور جلسه امروز وادی پنجم هست که یکی از وادی‌های اصلی و اساسی کنگره 60 است؛ در وادی اول من تفکر کردن را یاد می‌گیرم و این‌که چگونه روی مسائل زندگی تفکر کنم؛ در وادی دوم می‌گوید من موجود بی‌اهمیت و بی‌ارزشی نیستم من اشرف مخلوقات هستم؛ در وادی سوم می‌گوید هیچ‌کس به‌اندازه خودم به من فکر نمی‌کند؛ در وادی چهارم می‌گوید باید مسئولیت‌های کارهای را خودم بپذیرم و بتوانم در آن صراط مستقیم حرکت کنم.

زمانی که اسم صراط مستقیم می‌آید فکر می‌کنیم که زمانی که در آن قرار می‌گیریم دیگر همه‌چیز خوب و خوش است؛ اما به نظر من پرپیچ و خم‌ترین راه صراط مستقیم است؛ دقیقاً مخالف اسم آن؛ صراط مستقیم و راه ارزش بسیار پرپیچ‌وخم هست و حرکت در آن و رسیدن به خواسته‌ها بسیار سخت است.

وادی پنجم می‌گوید من فقط با تفکر به‌جایی نمی‌توانم برسم حرکت کردن و رسیدن آن را کامل می‌کند؛ این یعنی اینکه من فقط به کنگره بیایم یک مقدار خدمت بکنم یک مقدار مشارکت بکنم این کافی نیست؛ من در سفر اول فکر می‌کردم اگر رهاییم را بگیرم دیگر تمام است زندگی درست می‌شود و به‌قول‌معروف بارم را می‌بندم؛ بعدازآن می‌گفتم شال کمک راهنمایی را بگیرم دیگر تمام است همه‌چیز سر جایش قرار می‌گیرد و همه‌چیز درست می‌شود و همه چاله‌های زندگی من خودبه‌خود پر می‌شود ولی اصلاً این‌طور نبود.

توأم با رفتن و رسیدن یعنی این‌که من آمدم تلاش کردم رهاییم را گرفتم یا شال کمک راهنمایی را گرفتم وقتی رسیدم به آن هدف در وادی دوازدهم می‌گوید در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود.

زمانی که به آن هدف رسیدم می‌توانم بگویم وادی پنجم را اجرا کردم؛ یک سری فاکتورها در وادی پنجم می‌گوید که من با آن قسمت خودداری، توکل و صبر آن خیلی زندگی کرده‌ام و خیلی هم بدرد من خورد؛ اینکه دیگر لازم نیست هرجایی قدم بگزارم و در هر جایگاهی قرار بگیرم و اینکه هر زمان در زندگی تلاشم را کردم تفکرم را کردم و حرکتم را انجام دادم اگر دیدم به نتیجه نمی‌رسم به خداوند توکل کنم در کوچک‌ترین رفتارهای زندگی‌ام این حرکت را انجام می‌دهم و در بسیاری از آن‌ها هم جواب نگرفتم یعنی در بسیاری از آن‌ها هنوز مانده‌ام و گیرکرده‌ام؛ و یکی از دلایلی که در کنگره حضور دارم این است که بتوانم از آن مراحل یا موانع عبور بکنم با توجه به وادی پنجم یعنی رفتن و رسیدن.

اما بخش دوم دستور جلسه که تولد محسن و امید عزیز هست.

امید وقتی وارد لژیون من شد کلاً آدمی بود که کلاً در حاشیه بود و بزرگ‌ترین سؤالش در سفر اول این بود که من نمی‌دانم این راهی که می‌روم درست است یا غلط؛ تنها لطفی که در حق خودش کرد این بود که خواست که فرمان‌بردار باشد و خدا را شکر تلاش خودش را کرد و خیلی برایش مهم بود که کار درست را انجام بدهد؛ من فکر می‌کنم جواب آن سؤال را امروز می‌تواند بگیرد که آیا کاری که در مدت این سه سال در کنگره انجام داده درست بوده یا غلط.

محسن هم‌زمانی که آمد و وارد لژیون شد فکر می‌کنم جلسه اول یا دوم بود و از آن روزهایی بود که گاهی راهنما با رهجو ها جدی صحبت می‌کنند که اینکه چرا آن کاری که من انتظار داشتم را در لژیون درست پیاده نکردید؛ بعدازاینکه من صحبتم تمام شد محسن اولین نفر دست بلد کرد معمولاً به رهجو در جلسه اول مشارکت نمی‌دهند اما من آن روز حسم بر این شد که به محسن مشارکت بدهم محسن صحبت کرد همه را نصیحت کرد و انگشت اشاره را به سمت همه گرفت به‌جز خودش و همه را به راه راست هدایت کرد و مشارکتش تمام شد خدا را شکر من اوایل فکر نمی‌کردم محسن در کنگره درمان شود اما خواست و شد؛ این روز قشنگ را ابتدا به جناب مهندس و خود این عزیزان و خانواده‌های محترمشان تبریک می‌گویم.



اعلام سفر مسافر امید:

مدت تخریب 8 سال / آخرین آنتی ایکس قرص / نام راهنما آقای بهزاد بابایی / مدت سفر اول 11 ماه و 18 روز / رهایی 3 سال و 9 ماه



اعلام سفر مسافر محسن:

مدت تخریب 8 سال / آنتی ایکس شیره و تریاک / نام راهنما آقای بهزاد بابایی / مدت سفر اول 10 ماه / رهایی یک سال و 3 ماه و 1 روز



صحبت‌های مسافر امید:

گذشته من هم مثل همه مصرف‌کننده‌ها زیاد جالب نبوده و هرروزی که می‌گذشت بدتر و بدتر می‌شد تا اینکه به کنگره آمدم و خدا را شکر که توانستم در این مسیر قرار بگیرم و با کمک‌های بسیار زیاد آقای بهزاد بابایی که برای من که باحال خیلی خراب به کنگره آمدم ایشان بسیار زحمت کشیدند تا توانستم در این جایگاه قرار بگیرم. ابتدا از جناب مهندس تشکر می‌کنم و از راهنمای خوبم آقای بابایی بسیار ممنون و متشکر هستم.

صحبت‌های مسافر محسن:

چند روز پیش زمانی که صبح زود بیدار شدم و آماده می‌شدم به سرکار بروم به این فکر می‌کردم که من در زمان مصرف تازه ساعت 10 صبح از خواب بیدار می‌شدم و ابتدا عزای این را می‌گرفتم که جایی پیدا کنم که بروم و مصرف کنم تا تازه عادی بشوم امروز بابت اینکه به‌واسطه کنگره دیگر مصرف‌کننده نیستم و درمان شدم خدا را شکر می‌کنم؛ من هم ابداً از جناب مهندس تشکر می‌کنم و از راهنمای عزیزم آقای بابایی تشکر و سپاسگزاری می‌کنم.








Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها، کارگاه آموزشی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: