برداشتی از سی دی تکنولوژی
سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت 08:41 | نوشته ‌شده به دست مسافر امیرحسین | ( نظرات )
زمان قدیم مثلاً پدر و مادرها و خانواده‌ها یک روابطی بین آن‌ها حاکم بود. بچه‌ها از پدر و مادرها حرف شنوی داشتند و این چند تا دلیل داشت. یکی از دلایلش این بود که بچه‌ها باور داشتند که پدر و مادرشان از آن‌ها خیلی بیشتر می‌فهمد و بیشتر از آن‌ها بلد است و این را باور داشتند، اما الان اطلاعات بچه‌ها از والدین بیشتر است....

هر انسانی یک ظرفیت و توانی دارد و باید به اندازه توانش از خودش کار بکشد در غیر اینصورت از آن کار زده می‌شود و ممکن است بعداً دیگر علاقه ای به انجام آن کار نداشته باشد. یاد گرفتن همین نکته که انسان توان خودش را بسنجد و اندازه توانش کار کند، خودش نیازمند دانش زیادی است. چون اگر این نکته را ما متوجّه نشویم اصلاً هیچ وقت نمی‌توانیم وارد وادی نهم 9 بشویم. چون موقعی که انسان می‌خواهد وادی نهم را اجرا کند، بایستی توان خودش را بسنجد، خیلی وقت‌ها خیلی از انسان‌هایی که شاید وارد کنگره نشده‌اند و هیچ‌وقت وارد مقوله‌ی درمان نمی‌شوند، به خاطر این است که همین نکته را بلد نیستند. اگر انسان به خودش فشار بیاورد هیچوقت متوجه نمی‌شود نقطه تحملش چقدر است و همه‌ی حرکت‌هایش بی‌نتیجه می‌ماند.

در قدیم دانشمند بزرگی بنام ارشمیدس وجود دارد، ارشمیدس می‌گوید: به من یک اهرم و یک تکیه‌گاه خوب بدهید و من با این اهرم و تکیه‌گاه زمین را از جایش بلند می‌کنم؛ همین کاری که جناب آقای مهندس انجام دادند؛ با یک تعریف درست و یک علم درست زمین را از جایش بلند کردند، یعنی بیماری اعتیاد که همه را زمین‌گیر کرده بود را در واقع توانستند درمان کنند و به نتیجه برسند. بنابراین ما تا آنجائی که می‌توانیم در هر رشته یا مسئله‌ای داریم کار می‌کنیم؛ اگر تعاریف قوی و درست باشد، هر چقدر خالص‌تر و بهتر، آن اهرم و آن تکیه‌گاه ما قوی‌تر می‌شود پیدا کردن تعریف برای یکسری از علوم خیلی راحت‌تر بوده ولی برای یکسری از علوم مثل علوم روانشناسی، ما به یکسری از کلمات می‌رسیم که اصطلاحاً در تعاریف به آن می‌گویند: پارامتر مفهوم! یعنی مثلاً ما وقتی می‌گوئیم درخت، همه‌ی انسان‌ها تصویری از درخت در ذهن دارند و کسی با آن مشکلی پیدا نمی‌کند. اما وقتی می‌گوئیم زیبائی؛ دیگر اینطوری نیست چون نظر افراد در مورد زیبایی متفاوت است. در یکسری از علوم؛ مفاهیمی که صحبت می‌شود جزو صور پنهان است؛ مثل زیبائی، عدالت، عمل سالم و...چون این‌ها جزو صور پنهان بودند  پیدا کردن تعریف برای این‌ها خیلی کار دشواری بوده کنگره هم یکی از جاهایی بود که آمد و شروع کرد به تعریف کردن چیزها و مسائل مفهومی، بنابراین خیلی از مجهولات و مسائل قابل حل می‌شود. پس اگر ما بتوانیم تعاریف نسبتاً درستی را از یکسری مطالب پیدا کنیم و استخراج کنیم می‌توانیم خیلی از مجهولات را پیدا کنیم.

و اما در مورد تکنولوژی؛ 

اخیراً ما این صحنه‌ی ناخوشایند را می‌بینیم که مثلاً ما رفتیم یک جائی مهمانی و شما می‌آیی یک جوک تعریف بکنی و می‌بینی ده نفر آنجا هستند ولی هیچ کسی جک شما را نمی‌شنود. ولی وقتی خوب نگاه می‌کنی می‌بینی که ما یکسری اجسادی آنجا داریم که هنوز نفس می‌کشند و آثار حیاتی در آن‌ها کاملاً وجود دارد و چشمهایشان باز است و حرکت هم انجام می‌دهند ولی وجودی ندارند؛ یعنی همه مشغول هستند.  یا بچه با تبلت؛ خیلی بزرگ‌ترها با تلویزیون و متوسط‌ها با موبایل و حرفه ای‌ها هم با کامپیوتر و لپ تاپ، این یک چیزی شده که نه تنها در کشور ما بلکه در همه‌ی دنیا کاملاً بوجود آمده است.

 من خودم از آن آدم‌هایی بودم که با تکنولوژی خیلی مخالف بودم و با تکنولوژی و موبایل  دیر ارتباط برقرار می‌کردم؛ اما با گذشت زمان ما هم با موبایل ارتباط روحی و روانی و عاطفی پیدا کردیم و کم‌کم دیدگاه من عوض شد، دیدم می‌شود با این موبایل فیلم و عکس گرفت و یا یکجا می‌روم یک منظره‌ی خیلی زیباست و با یک موبایل قدیمی که نمی‌شود عکس یا فیلمی گرفت و عکس و فیلم می‌گرفتم و گزارش تهیه می‌کردم و بعد مثلاً یک جائی بودیم قلم و کاغذ نداشتم از دفترچه یادداشتش استفاده می‌کردم  که برای این که یک متن و یا شعری اگر به ذهنم رسید بنویسم و بعداً دیدم که خیلی کاربردها دارد. از اینترنت موبایل استفاده‌های زیادی می‌شود و یا از همین تلگرام و برای اطلاع رسانی به کمک راهنماها و ...

کلمه "تکنولوژی" از دو کلمه تشکیل شده است: تکنیک به معنی فوت و فن یک کار؛ نالِج هم که همان کلمه دانش و علم است. یعنی فنی که از علم نشأت گرفته است و معنی آن این است. خاصیتش هم این بوده که زندگی را ساده‌تر کند و مشکلات انسان‌ها را حل کند و خاصیتش این بوده که اگر کسی دچار یک مشکلی شد مثلاً یک جراح بتواند با جراح‌های دیگر ارتباط برقرار کند و اشکال کارش را بپرسد و ....

ما به دلیل اینکه شناخت روی قضیه نداریم، هر چیزی که قدرت ساختن دارد، قدرت تخریب هم دارد و این در ذاتش نهفته است؛ چطور اپیوم قدرت داشت که انسان‌ها را از چرخه‌ی طبیعت خارج کرد و قدرت پیدا کرد که انسان‌ها را دوباره به چرخه‌ی حیات و طبیعت باز گرداند. دانش و تکنولوژی هم همین خاصیت را دارد و هم می‌تواند ما را به همدیگر نزدیک کند و هم می‌تواند ما را از همدیگر دور کند. ما در کنگره میگوییم همه چیز باید اندازه داشته باشد.

مگر ما نمی‌گوئیم که سیستم ایکس انسان از طریق مواد و از طریق افکار و اندیشه می‌تواند تأثیرپذیر باشد؛ خوب موادش که همان مواد مخدر، الکل و حشیش و ... است ولی  افکارش چیست؟ افکارش همین غیبت کردن است و همین چیزهای بد است و همین فکرهای منفی است؛ آیا این شبکه‌ها و این همه اطلاعات آیا این‌ها جزو افکار نیست و آیا این‌ها جزو امواج نیست، آیا این‌ها روی سیستم ایکس انسان نمی‌تواند تأثیر بگذارد؟ که گروهی می‌آید و یک کاری را انجام می‌دهد، مثلاً یک نفر را به قتل می‌رساند؛ چرا وقتی ویدیوی این را می‌گذارند و شبکه‌های اجتماعی برای چی این کار را می‌کنند؟ برای اینکه ما این را نگاه کنیم، برای اینکه وقتی ما نگاه می‌کنیم ما به او قدرت می‌دهیم! با نگاه کردن آن ویدیو به این کاری که انجام داده، داریم انرژی می‌دهیم و تائیدش می‌کنیم. اگر یک صحنه‌ی یک قتلی را می‌گذارند و یا یک صحنه‌ی جنایتی را می‌گذارند؛ ما نباید از آن استفاده کنیم. وقتی ما برویم و  استفاده کنیم، داریم آن عمل را با کار خودمان تائید می‌کنیم، یعنی ما هر بازدیدی که انجام می‌دهیم داریم به آن عمل یک مهر تائیدی می‌زنیم. نتیجه‌اش همان تخریبی است که در سیستم ایکس ما بوجود می‌آید. مگر ما در روز چقدر زمان داریم؛ که بخواهیم مثلاً  4 یا 6  ساعت در شبکه‌های اجتماعی باشیم و مگر عمر ما چقدر است. خوب این خانواده، این بچه‌ها و نزدیکان ما آیا به محبت و توجه ما احتیاجی ندارند؟ مواد تخریب داشت و روی سیستم ایکس تخریب داشت و این هم یک شکل دیگری از تخریب را بوجود می‌آورد. پس ما بایستی به این قضیه یک مقداری با تعمق نگاه بکنیم و آن کاربردهایش و چیزهایی که در جهت پیشرفت ما است و به ما کمک می‌کند، استفاده کنیم که کارها را سریع می‌کند و زندگی ما را رو به جلو می‌برد و معلومات ما را بیشتر می‌کند ولی آن مسائلی که ما را از خودمان یا از کسانی که دوست داریم جلوی ما سد ایجاد می‌کند، دوری کنیم. اگر فرض کنیم اینترنت قطع شد نبایستی در ما اختلال ایجاد بشود و بهم بریزیم، حالا یکی دو روز هم طوری نیست. تلفن که می‌توانیم بزنیم، از کامپیوتر که می‌توانیم استفاده بکنیم، ما در کنگره که یک هفته می‌رویم اردو، سعی می‌کنیم تما این ارتباط‌ها قطع کامل باشد؛ چون این‌ها بایستی قطع بشود که انسان بتواند با طبیعت ارتباط برقرار کند؛ ما انسان‌ها همزمان نمی‌توانیم هم مثلاً در یک شبکه‌ی اجتماعی باشیم و هم با طبیعت ارتباط برقرار کنیم و این امکان‌پذیر نیست و غیر ممکن است و پس ما باید تمرین بکنیم که آن چیزی که ما می‌گوئیم جایگزین می‌شود فقط مواد نیست و هر چیزی می‌تواند بیاید و جایگزین این قضیه بشود و خوب ما حالا داریم این‌ها را آموزش می‌بینیم. ما باید مقدار استفاده از هر چیزی را هم یاد بگیریم تا آسیب نبینیم.

زمان قدیم مثلاً پدر و مادرها و خانواده‌ها یک روابطی بین آن‌ها حاکم بود. بچه‌ها از پدر و مادرها حرف شنوی داشتند و این چند تا دلیل داشت. یکی از دلایلش این بود که بچه‌ها باور داشتند که پدر و مادرشان از آن‌ها خیلی بیشتر می‌فهمد و بیشتر از آن‌ها بلد است و این را باور داشتند، اما الان اطلاعات بچه‌ها از والدین بیشتر است و برای خیلی کارهای کامپیوتری از بچه‌ها اطلاعات می‌گیرند بنابراین بچه‌ها یواش یواش فکر می‌کنند که خیلی دانا هستند. بخاطر این که با کامپیوتر کار و بازی می‌کنند و دو تا برنامه نصب می‌کنند و فکر می‌کنند خیلی می‌دانند و چون پدر و مادر از کامپیوتر می‌ترسند و نمی‌توانند با تکنولوژی روز ارتباط برقرار کنند، فکر می‌کند پدر و مادر خیلی بی سواد و خیلی ناتوان هستند، بنابراین آن‌ها یواش‌یواش ضربه‌ی اصلی که تکنولوژی وارد می‌کند به خانواده‌ها در همین نقطه است؛ بچه‌ها فاصله می‌گیرند و بقیه چیزهایی که پدر و مادر می‌توانند به آن‌ها  انتقال بدهند را دیگر یاد نمی‌گیرند و یواش‌یواش یک فاصله و یک شکاف بزرگی بوجود می‌آید و اینجا درمانش چیست؟ درمانش این است که پدرها و مادرها باید این علوم و تکنولوژی را فرا بگیرند؛ هر پدر و مادری که فرزند دارند بایستی با کامپیوتر و علم روز ارتباط برقرار کنند و همان جمله‌ای که حضرت امیر می‌فرمایند: فرزند زمان خودتان باشید؛ اگر ما فرزند زمان خود نباشیم و از این علوم و مسائل بی اطلاع باشیم و بلد نباشیم فرزندان و بچه‌های ما و نزدیکانمان دیگر به ما اطمینان نمی‌کنند و این خودش سرآغاز چیزی می‌شود که پیوندهای محبت بین ما یواش‌یواش قطع می‌کنند. پس ما باید تا حدی اطلاعاتی در همه موارد داشته باشیم تا بتوانیم به بچه‌ها آموزش دهیم و از آن‌ها عقب نمانیم. باید یکسری چیزهای ساده را یاد بگیریم و با قضیه آشنا شویم و هیچ اشکالی ندارد و نه تنها اشکال ندارد بلکه  بایستی این کار را انجام بدهیم.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی و جهانبینی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمد چهارشنبه 25 مرداد 1396 14:06
خیلی عالی بود.ممنون از شما
شکوفه همسفر بابک سه شنبه 24 مرداد 1396 11:44
سلام.خداقوت.عالی بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: