عدالت،آیا همه افراد در کنگره با هم برابر اند؟
پنجشنبه 25 مرداد 1397 ساعت 15:37 | نوشته ‌شده به دست مسئول سایت | ( نظرات )
بسم الله الرحمن الرحیم

روز پنج شنبه مورخ 1397/05/25 هفتمین جلسه از دور بیست و هشتم سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰نمایندگی کرج به استادی مسافر سیامک، نگهبانی مسافر امیر حسین و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه "عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابر اند؟"  راس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود:

امروز به همه افراد تازه‌وارد و سفر اولی‌های عزیز قول می‌دهم که اگر شما بخواهید، می‌توانید و هیچ‌چیزی نمی‌تواند سد راه شما بگردد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سیامک هستم یک مسافر، خوشحالم که باز این افتخار نصیبم شد تا بعد از مدتی طولانی در خدمت شما عزیزان باشم.

این دستور جلسه یکی از دستور جلسات بسیار مهم در کنگره است که بعد از برداشت درست و منطقی از آن می‌توانیم عایداتمان را از این دستور جلسه در زندگی جاری سازیم تا بتوانیم باکیفیت بهتری زندگی کرده و یا مسیر درمانم را پیدا کنیم، عنوان دستور جلسه امروز عدالت، آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند؟ هست؛ بنده همیشه وقتی در جلسات شرکت می‌کنم به یاد گذشته‌ام می‌افتم که با آن حال خراب وارد کنگره 60 شدم و نمی‌دانستم که راه درست کدام است و با ورود به کنگره در مسیر آموزش‌های ناب و سازنده کنگره 60 قرار گرفتم. اینکه درگذشته من مصرف‌کننده همیشه فکر می‌کردم عدالت در موردم به‌درستی رعایت نشده است و حق من خورده شده است و چرا طبیعت من این‌گونه است و یا چرا خداوند عدالت را در میان من و دیگران این‌گونه تقسیم کرده است؟ امری کاملاً طبیعی بوده و طبیعتاً نتایجی هم با خود داشته! اما وقتی وارد کنگره 60 شدم اینجا آموختم که این من بودم که انتخاب کردم و این من بودم که با نداشتن اطلاعات و آگاهی در مورد چگونه زندگی کردن و بهتر زندگی کردن خودم را وارد راهی کردم که از ابتدا نه مسیر را می‌شناختم و نه از نتیجه انتهای آن مسیر خبر داشتم؛ ولی الآن موضوع کاملاً برعکس است یعنی وقتی می‌خواهیم در مسیری قدم برداریم ابتدا در مورد آن کاری که می‌خواهیم انجام دهیم و مسیری که در پیش داریم تفکر و تحقیق می‌کنیم و از دوستان و آشنایان اطلاعات مربوطه را کسب می‌کنیم و همه آن‌ها را در کنار هم قرار می‌دهیم تا در انتها به این نتیجه برسیم که‌ آیا انجام این کار درست است یا نه؟ درگذشته چنین رفتاری از خود نشان نمی‌دادم.

آیا همه افراد باهم برابرند؟ نه به‌هیچ‌وجه چنین چیزی نیست مسلماً خیلی از سفر اولی‌ها در ابتدای راهشان با این موضوع برخورد می‌کنند که چرا ما باهم برابر نیستیم؟ به این دلیل که در ابتدای راه برای ما در کنگره همه‌چیز به‌تساوی تقسیم می‌شود، از آموزش‌ها گرفته تا راهنما و دارو و سرویس‌هایی که در کنگره همه و همه به یک‌شکل در اختیار ما قرار می‌گیرد ولی از شروع راه و ازآنجایی‌که باید ما حرکت کنیم و آموزش‌ها را دریافت کنیم، آنجاست که مشخص می‌شود که‌ آیا عدالت در مورد ما برقرارشده یا برقرار نشده است.

مسلماً یک تازه‌وارد با یک کمک راهنما نمی‌تواند برابر باشد و هر کس در جایگاه خود قرار دارد و این وظایف باوجود عدالت، انتخاب، سعی و تلاش خود شخص است که می‌تواند به آن‌ها دست پیدا می‌کند.

اگر امروز بتوانم این مسئله را برای خودم حل کنم و بدانم که همه‌چیز به شکل مساوی در کنگره 60 برقرار است، می‌توانم بهتر حرکت کنم، تلاش می‌کنم که همه قوانین را اجرا می‌کنم و همه موضوعاتی که مربوط به یک مسافر و همسفر است را بر طبق قوانین و حرمت‌ها انجام دهم و تمام مراحل را انجام دهم و از این امکاناتی که در اختیارم قرارگرفته است صحیح استفاده کنم به حتم زندگی خوبی خواهم داشت و به نتیجه خوبی که دارد می‌رسم و  همین‌طور به این موضوع نیز واقف باشم که اگر قوانین و حرمت‌ها را به خاطر دیدگاه نامناسب درباره نامساوی و ناعادلانه بودن، رعایت نکنم و تبدیل به شخصی بشوم که وجودش در کنگره نه برای خودش مهم است و نه برای آن راهی که انتخاب کرده است قطعاً متضرر می‌شوم.


اما قسمت دوم دستور جلسه که تولد هفتمین سال رهایی و آزادی کمک راهنما، مسافر عزیز آقا قاسم هست را جشن می‌گیریم که به‌واقع امروز برای من یک جلسه معمولی نیست، قاسم عزیز در لژیون من به جهت رفتار، گفتار و کردارش یک شخص خاصی بود و از همان ابتدای سفر مصمم و بااراده و خدمتگزار بود. در حقیقت آرزوی هر کمک راهنمایی این است که ر‌هجوهایش دنباله‌رو راهش باشند چراکه ما وظیفه‌داریم اطلاعات و آگاهی‌هایی را که دریافت کرده‌ایم را به افراد بعد از خودمان انتقال دهیم خداروشکر که قاسم توانست این مسیر را با قدم‌های استوار بردارد و در جایگاهی قرار بگیرد که او هم بتواند برداشت‌های خود و اطلاعات و آگاهی‌های کنگره 60 را به دیگران انتقال دهد، این روز زیبا را به خودش به همسفر محترمشان که ایشان هم در قسمت همسفران در جایگاه کمک راهنمایی خدمت می‌کنند و همین‌طور به راهنمای همسفرشان و در رأس به آقای مهندس و سرکار خانم آنی تبریک عرض می‌کنم، از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید ممنون و سپاس‌گزارم.

خلاصه سخنان مسافر قاسم:

سلام دوستان قاسم هستم یک مسافر، از خداوند بزرگ ممنونم که امروز می‌توانم هفتمین سالگرد تولدم را جشن بگیرم، قبل از جلسه به این فکر می‌کردم که صحبت‌هایی را مطرح کنم ولی اکنون‌که همه شما عزیزان رو می‌بینم که به من لطف کردید و برای جشن تشریف آوردید از همه شما خوبان و دوستان عزیزم داداش لژیونی‌های عزیزم از همه شما سپاسگزارم و حالا که شما را می‌بینم تصمیم می‌گیرم که حرفی نزنم.

پیرامون این دستور جلسه (عدالت) آقا سیامک توضیحات کاملی دادند، عدالت برای همه ما جاری است، من روز اول را به خاطر می‌آورم که به همراه آقا سیامک از پله‌ها پایین آمدیم و سفرم را شروع نمودم و 9 سال پیش اینجا سر لژیون نشستم تا یک کاری را به انجام برسانم، سفر من یک مقدار طولانی شد و با فراز و نشیب‌هایی همراه بود ولی بالاخره آن را به اتمام رساندم. بنده آن روز می‌خواستم و این خواسته خیلی مهم است.

امروز به همه افراد تازه‌وارد و سفر اولی‌های عزیز قول می‌دهم که اگر شما بخواهید، می‌توانید و هیچ‌چیزی نمی‌تواند سد راه شما بگردد. امروز از داشتن این‌همه دوست عزیز و مهربان به خود می‌بالم و از همین‌جا به شما عشق هدیه می‌دهم. از همسفر مهربانم نیز که در کلیه مراحل زندگی‌ام همراهم بوده تشکر می‌کنم. 7 سال خودم تنها درگیر ترک اعتیادم بودم و سال آخر همسفرم در هرلحظه همگام من بود و چه روزهایی از این شهر به آن شهر برای درمان اعتیاد می‌رفتیم و تمامی مراکز ترک اعتیاد را باهم سر می‌زدیم، به خاطر همه خوبی‌هایش از او ممنون و متشکرم.

این درست است که گذشته، گذشته است اما من نباید هیچ‌گاه از خاطر ببرم که غفلت در هر محله و جایگاهی مساوی سقوط است و نباید فراموش کنم که اعتیاد یک غول هزار سر است و فرق نمی‌کند که در حال طی کردن کدام سفر باشی اگر غفلت کنیم باز به دام آن می‌افتیم. واقعاً اگر خواسته داشته باشیم کنگره دست به معجزه میزند.

هیچ راهی برای درمان اعتیاد همانند کنگره نیست زیرا من تقریباً تمامی راه‌های موجود را امتحان کرده‌ام و در هیچ‌کدام از آن‌ها به‌روشنی کنگره 60 به درمان اعتیاد ختم نمی‌شود. بنده هنگامی که افرادی را که در دام اعتیاد گرفتارشده‌اند، از خداوند بزرگ برای همه انحا کمک می‌خواهم.

اعتیاد خانمان‌سوز است با اعتیاد نمی‌شود زندگی کرد یعنی نمی‌شود که هم معتاد باشی هم زندگی کنی.

ابتدا از جناب مهندس تشکر می‌کنم به خاطر بودنشان و دایر بودن کنگره که به‌واسطه ایشان است بعد یک تشکر مخصوص از آقای سیامک صمدی عزیز که همیشه کمک‌حالم بود، از خانم مهتاب کمک راهنمای همسفرم نیز که بسیار زحمت کشیدند متشکرم و از داداش لژیونی‌های عزیزم، مرزبان کشیک و شاگردهای مهربانم ممنونم؛ و یک تشکر ویژه از آقای مجید ایرانیان که اگر کمک‌های ایشان نبود من فرصت خدمت پیدا نمی‌کردم.

 

خلاصه سخنان همسفر اکرم:

سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر

 ای که مرا خـوانـده ای،راه  نـشـانـم بـده  در شـب ظـلـمــانی ام،مـاه نــشـانـم بـده
 یوسـف مصری ز چـاه،گـشت چنـان پادشـاه گـر کـه طـریـق ایـن بُـود،چـاه نـشـانـم بـده
  سر خـوشـی این جـهـان،لـذت  یک آن بُـودآنچه تو را خوشتر است، راه به آنم بده 


خدا روشکر که هرچه حال‌وروز مسافرم بهتر می‌شود حال‌وروز زندگی‌مان بهتر می‌شود گاهی فکر می‌کنم که شاید در حال خواب و رؤیا هستم و از خدا می‌خواهم که آن روزها ایده آل نشود و من همچنان در حال رؤیا دیدن باشم. امیدوارم افرادی که پشت این درها هستند یک روز این جایگاه را تجربه کنند چراکه یکی از راه‌های رسیدن به حال خوب خدمت کردن است اگر ما کاری برای کنگره انجام داده‌ایم در درجه اول برای خوب شدن حال خودمان بوده است و نتیجه آن را بلافاصله دیده‌ایم.

خداوند را شاکر هستم که امروز دوباره این جایگاه را تجربه کردم هفت سال پیش در چنین روزی من در عین ناباوری به همراه مسافرم آکادمی رفتیم و گل رهایی را دریافت کردیم شاید آن روز نمی‌توانستم باور کنم که مسافرم می‌تواند این‌قدر حالش خوب شود و بتوانم چنین روزهایی را ببینم و همیشه فکر می‌کردم که اگر حال مسافرم یک مقدار بهتر شود زندگی‌مان درست می‌شود.

در این مسیر هرچقدر به سمت اصول و در صراط مستقیم حرکت کنیم زودتر به مقصد خواهیم رسید. اگر وقت باشد قصد دارم یک خاطره تعریف کنم. مسافر من تقریباً 8 سال پیش زمانی که آقا قاسم تصمیم به ترک گرفته بود و بنده آسوده‌خاطر از اینکه همه‌چیزتمام و درست‌شده است یک روز برای دیدوبازدید به منزل پدرم می‌رفتم، به‌طور اتفاقی تصمیم به برگشتن به منزل گرفتم، با برگشتن به منزل مدیدم که قاسم در حال مصرف مواد روی میر ناهارخوری است و به‌صورت کاملاً مرتب همه وسایلش را چیده در همان لحظه وسایل شخصی ایشان را جمع و در داخل یک ساک دستی گذاشته و از ایشان خواستم که منزل را ترک نماید و او بدون هیچ ناراحتی وسایل را برداشت و خانه را ترک کرد اما از آنجایی نگران حال او بودم از برادرش خواهش کردم که با قاسم صحبت کرده و ایشان را به منزل برگرداند. بعد از برگشتن ایشان به پیشنهاد من به پارک رفتیم.

در حال پریشانی قرار داشتم و از داخل می‌سوختم و به فکر طلاق گرفتن بودم ولی آقا قاسم با یک نایلون گردو همه‌چیز را عادی جلوه می‌داد و حتی به من هم تعارف می‌کرد، من که از حالت آرامش ایشان متعجب و عصبانی شده بودم از پارک به سمت منزل حرکت نمودم و با کنگره 60 تماس گرفتم و درخواست کمک کردم و آنها مرا دعوت به صبر نمودند از آن روز 8 سال می‌گذرد و خدا رو شکر که مسافرم الآن سالم و سلامت و امیدوارم که همیشه سایه ایشان بر سر خانواده‌مان باشد. همه شمارا دوست دارم و شادی شما شادی من هست و غم هاتون غم من هست ممنون به حرف‌های من گوش نمودید.

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سعید چگینی رهجوی آقای هاشمی چهارشنبه 31 مرداد 1397 09:24
تولدتان مبارک.
سعید چگینی چهارشنبه 31 مرداد 1397 00:08
آقا قاسم تولدتان مبارک امیدوارم تا ده سال رهایی در کنگره باشید
فرزین (لژیون یازده) سه شنبه 30 مرداد 1397 15:34
استاد عزیزم،بازم تبریک میگم.آرزوی بهترینها برای شما که بهترینی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic