قضاوت و جهالت
جمعه 2 شهریور 1397 ساعت 19:48 | نوشته ‌شده به دست مسئول سایت | ( نظرات )

بسم‌الله الرحمن الرحیم

روز پنجشنبه مورخ ۱۳۹۷/۶/۱ هشتمین جلسه از دور بیست و هشتم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰شعبه کرج به استادی مسافر امیر جباری، نگهبانی مسافر امیرحسین و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه قضاوت و جهالت و در ادامه تولد پنجمین سال رهایی کمک راهنمایمسافر آقا ناصر ساعت 16آغاز به کارنمود.

از مسائلی که باعث از بین رفتن انرژی در فرد می‌شود قضاوت و جهل می‌باشد جهلی که در کنگره از آن به نیرومندترین دشمن انسان تعبیر شده است.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان امیر هستم یک مسافر خداوند بزرگ را شاکرم که یک‌بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم. دستور جلسه امروز قضاوت و جهالت می‌باشد که نه تنها افراد درون کنگره حتی افرادی که بیرون از این مکان درگیر این مسائل هستند. زمانی که انسان از مسیر تاریکی‌ها خارج می‌شود، یکسری ابزارها دیگر جوابگوی خواسته‌های او نیستنددر مسیر تاریکی‌ها غیبت کردن و صحبت کردن راجع به دیگران و خیلی از مسائل در آن زمان شاید لذت‌بخش هم باشد چون این‌ها غذای مسیر تاریکی‌ها هستند ولی زمانی که فرد وارد مسیر روشنایی می‌شود باید از ابزارهایی استفاده کند که مانع هدر رفت انرژی شود، از مسائلی که باعث از بین رفتن انرژی در فرد می‌شود قضاوت و جهل می‌باشد جهلی که در کنگره از آن به نیرومندترین دشمن انسان تعبیر شده است.

در یک عکس دیدم که نوشته‌شده بود اگر می‌خواهی کسی را اسیر خود کنی نیازی نیست که او را زندانی کنی، کافی است که عقاید او را تغییر بدهی تا او اسیر افکار و عقاید خود شود، درحالی‌که شخص آزاد است حکم یک زندانی را نیز خواهد داشت. زمانی که وارد سیستم کنگره می‌شوم، کوله باری از ضد ارزش‌ها را همراه خوددارم و کنگره می‌خواهد که یکی‌یکی آن‌ها را از من جدا کند، جهل انسان به‌راحتی نیامده که به‌راحتی هم از بین برود کسانی که دچار ترس، منیت و ناامیدی هستند، آیا به‌راحتی می‌توانند از آنان عبور کنند؟ خیر! و دقیقاً کسانی موردبحث قضاوت کردن و کنکاش کردن در زندگی دیگران می‌شوند که این سه مؤلفه را نیز همراه خود دارند.

اگر قضاوت آمد و کنار جهالت نشست نه اینکه قضاوت مسئله‌ی بدی باشد. پیامبرمی فرماید به امور خود رسیدگی کنید قبل از اینکه به امورتان رسیدگی شود. قضاوت کردن نسبت به خود شخص کار درستی است و درواقع باید خود را قضاوت کند و قضاوت کردن در مورد شخصی که نمی‌شناسیم و تنها ظاهر را دیده‌ایم بسیار نادرست می‌باشد.

کسانی هستند که وارد کنگره می‌شوند و از سیستم مرزبانی و راهنماها و غیره ایراد گرفته و مورد قضاوت قرار می‌دهند، این اشخاص کسانی هستند که در میان این‌همه نور به دنبال تاریکی می‌گردند، در مسیری که می‌خواهد او را به نور برساند به دنبال تاریکی هست، لذا زمانی که وارد این سیستم می‌شوم و در این مسیر پا می‌گذارم باید بدانم و یاد بگیرم که قدم گذاشتن در مسیر ارزش‌ها قوانین خودش را دارد.

نمی‌شود که انسان قضاوت نکند، زمانی که به انسان اختیار داده شد خیلی از ویژگی‌های دیگری هم داده شد، توانایی  قضاوت هم داده شد، یعنی باید قضاوت بکند اما حداقل می‌تواند آن چیزهایی که در ذهنش است را بیان نکند زیرا کسی را به خاطر تفکراتی که بیان نکرده و به مرحله اجرا نرسانده مجازات نمی‌کنند  به‌عنوان‌مثال آیا تا حالا پیش‌آمده است که کسی را به دلیل اینکه فکر سبقت را در منطقه سبقت ممنوع داشته جریمه کنند؟ زیرابه مرحله اجرا نرسیده است. نتیجه می‌گیریم تفکرات انسان حتی اگر مسموم باشد تا زمانی که به مرحله عمل نرسیده برای دیگران  و حتی خود شخص مشکلی به وجود نمی‌آورد. پس حداقل می‌توانم قضاوت که می‌کنم بیان نکنم و ای‌کاش به مرحله‌ای برسم که حتی قضاوت نیز نکنم؛ و این نیازمند رسیدن به مثلث دانایی و عبور از مثلث جهالت ترس و منت و ناامیدی است.

انسان زمانی که به دانایی برسد بیشتر مشکلاتش حل می‌شود. امیدوارم یاد بگیرم دیگران را قضاوت نکنم.

بخش دوم صحبت‌هایم مربوط به تولد پنجمین سال رهایی کمک راهنمای محترم نمایندگی کرج آقا ناصر است.

ناصر جان اولین رهایی شعبه پیک یا شعبه وحید بود، سال ۹۱ شعبه وحید راه‌اندازی شد و با تعدادی خدمتگزار محدود ما آمدیم و ناصر از کسانی بود که اوایل کار شعبه وارد شد و خیلی گوش‌به‌فرمان بود و همیشه چشم به دهان من بود و نه‌تنها ناصر بلکه بیشتر رهجوها به همین صورت گوش‌به‌فرمان راهنماها بودند و همینطور هستند.

ناصر خیلی صحیح و خیلی کامل حرکت کرد، ما در شعبه‌ی پیک کمبود نیروی خدمتگزار داشتیم تا زمانی که آقای ترابخانی گفتند که از سفر اولی‌ها هم برای خدمت کردن کمک بگیرید و آقا ناصر بعد از گذشت حدود ۶ ماه از سفرشان دبیر جلسه نشستند و حتی در دوره نگهبانی ایشان مهندس به شعبه ما تشریف آوردند واستادجلسه نشستند و در طول زمان حضور خود از مشاوره تازه واردین ٬دبیری، نگهبانی و مرزبانی خدمت‌های موجود را انجام دادند و این‌ها فقط به خواست خود ناصر بود و نه زور، چراکه در کنگره اصلاً بحث اجبار و زور نیست و تنها شناخت و معرفت است که بایستی خود شخص به آن برسد. من به خاطر زحمات وتلاش های ناصر این آزادمردی را در رأس به مهندس و خانم آن، ٬به هم‌سفر شون و راهنمای همسفرشون خانم پروانه و به فرزندان آقا ناصر، رهجوهاشون و به‌کل شعبه کرج تبریک می گویم.

خلاصه سخنان مسافر ناصر:

سلام دوستان ناصر هستم مسافر، واقعیت اینِ است که وقتی توی جلسه نشسته بودم و مشارکت عزیزان را گوش می‌کردم مخصوصاً خاطرات مربوط به شعبه پیک، یاد روزهای اولی که وارد کنگره 60 شده بودم افتادم، در انتهای جلسه که نشسته بودم یک مقداری بغض‌کرده بودم و نمی دانستم امروز اصلاً جوری صحبت کنم، ولی باانرژی که از ادامه جلسه گرفتم این مسئله برطرف شد. خب خدا را شکرمی‌کنم کمکم کرد تا وارد کنگره 60 شدم و از اعتیاد خارج شدم. به من انرژی داد و توفیق این را داد و عشق کنگره 60 را در دل من قرار داد که بتوانم خدمت کنم، دیگران به من کمک کردند تا بتوانم از اعتیاد خارج بشم من هم در جایگاه کمک راهنمایی به دیگران کمک کنم به عزیزانی که در گیر اعتیاد هستند چون من خودم مصرف‌کننده مواد مخدر بودم و می‌دانم یک مصرف‌کننده‌ی مواد مخدر چه درگیری‌هایی از سمت خانواده، فامیل و دوستان دارد.

در مورد خودم ما یک خانواده خیلی بزرگ بودیم و همه درگیر من بودند به‌نوعی شاید به روی من نمی‌آوردند ولی همه از این قضیه ناراحت بودند، خدا را شکر می‌کنم امروزمی توانم کمک کنم به رهجوهایی که می‌آیند به کنگره 60 و در کنگره من را به‌عنوان راهنما انتخاب می‌کنند تا آن‌ها هم به درمان برسند.

در سال 91 وارد کنگره 60 در شعبه پیک شدم با یک وضع بسیار نابسامان و حال خراب و قیافه کاملاً به‌هم‌ریخته، مصرف مواد مخدر طی 10 سال کاملاً من را از بین برده بود، اما آن تنها تخریب در صور آشکار بود، درون من دنیایی به‌مراتب خراب‌تری بود.

راهنمای من آقای جباری و راهنمای هم‌سفرم خانم پروانه خیلی به ما کمک کردند و من این‌را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم به نظر من افرادی که در کنگره خدمت می‌کنند دو تا خصوصیت دارند یکی اینکه مرید مهندس هستند دوم اینکه آن‌ها یادشان نرفته دوران اعتیادشان را، من از همه خدمت گزاران شعبه پیک تشکرمی‌کنم آن‌ها به ما کمک کردند و بالهای تواضعشان را باز کردند و ما را در آغوش گرفتند و بندهایی که من سال ها در اثر جهل و نادانی به دست و پای خودم بسته بودم خیلی آرام باز کردند، من اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم روزی از جهان اعتیاد خارج بشوم.

هفته راهنما خدمت راهنمای عزیزم رسیدم و در نامه‌ای که به ایشان دادم این را نوشتم "بعضی وقت‌ها سرم سوت می‌کشد وقتی به این فکر می‌کنم که معمار بزرگ چگونه طراحی کرده است در یک شهری به دنیا آمدم و بزرگ شدم در شهر دیگری درس خواندم در شهر دیگری ازدواج کردم به تهران آمدم و در آنجا معتاد شدم و بعد خداوند چه انسان‌های با عشقی را سر راهم قرار داد و این‌ها چه عاشقانه به ما کمک کردند و آرامش را به زندگی ما دادند". واقعاً زندگی‌ام به‌هم‌ریخته بود به قول یکی از استادان درجایی می‌گوید گُم گشتانی که هرگز فکر نمی‌کردند کوره‌راهی پیدا شود اما باران رحمت الهی بر سر ما بارید و دیگران با داشتن بام‌های وسیع از این رحمت بی‌بهره‌اند واقعاً به قول مهندس ما که بامی نداشتیم روی سرمان یک پلاستیک کشیده بودیم ولی خداوند باران رحمتش را بر سرما بارید.

تشکر می‌کنم از آقای جباری که عاشقانه به من خدمت کردند که اگر این‌ها نبودند اگر تشویق‌های این‌ها نبود اگر این جایگاه‌ها را در اختیار من نمی‌گذاشتند شاید من هم در کنگره انرژی نمی‌گرفتم و می‌رفتم.حرکت کردم

خب مقداری در مورد هم‌سفرم صحبت می‌کنم، هم‌سفرم خیلی فرد صبوری است در زمان مصرفم خیلی صبوری کردند من صبح می‌رفتم سر کار وقتی برمی‌گشتم می‌رفتم پیش دوستانم و تا شب مواد مصرف می‌کردم و وقتی می‌آمدم خانه با یک حال خراب می‌آمدم، اصلاً من همیشه حالم خراب بود هم موقعی که نشئه بودم و هم موقعی که خمار بودم، هم‌سفرم در این شهر به‌جز خواهرهایش هیچ‌کس را نداشت و آمد با من ازدواج کرد، من هم شدم یک آدم مصرف‌کننده حال خراب، ایشان همیشه مریض بودند و همیشه گریه می‌کردند. اولین سال رهایی من مصادف شد با روز هم‌سفر و آن سال مرزبان‌های محترم جشن باشکوهی برای هم‌سفران گرفته بودند و خیلی روز باشکوهی بود؛ و جالب اینجاست زمانی که من راهنما شدم و می‌خواستم پیمان ببندم در شعبه وحید آن روز هم مصادف شد با روز هم‌سفر و من چون مرزبان بودم با خانواده‌ها صحبت می‌کردم آن روز به همسفرها گفتم زمانی که بمب مواد مخدر در من منفجر شد فقط من را نابود نکرد بلکه ترکش‌هایش به خانمم و بچه‌هایم هم برخورد کرد و این‌ها زخم‌خورده بودند، هم‌سفرهای کنگره 60 که در کنار مسافرهایشان قرار می‌گیرند مضافاً بر اینکه کمک شایانی می‌کنند برای به درمان رسیدن مسافرهایشان وقتی‌که راهنما انتخاب می‌کنند راهنماهای هم‌سفران به علم و دانشی رسیده‌اند که می‌توانند این ترکش‌ها را بیرون بیاورند و ما را به صلح و آرامش برسانند،  هم‌سفر من قبل از کنگره60 هر ماه دو تا دفترچه عوض می‌کرد و همیشه در بیمارستان بود ولی جالب اینجاست که وقتی من خوب شدم او هم خوب شد. الآن هردو سالی یک دفترچه بیمه می‌گیرد.

در پایان تشکر می‌کنم از مرزبانان محترم، ایجنت محترم که این فرصت را به مادادند. از همه‌کسانی که درجشن ما شرکت کردند ممنون هستم.

خلاصه سخنان همسفر پروانه:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است سلام دوستان من پروانه هستم یک کمک راهنما هم‌سفر، امروز خیلی خوشحالم به بهانه‌ی تولد زیبای آقا ناصر در جمع مهربان و صمیمی شما دوستان حضور پیدا کردم. سال‌ها پیش روزی که وارد کنگره شدیم و روی این صندلی‌ها نشستیم شاید اصلاً فکرش را هم نمی‌کردیم ما هم یک روزی جایگاه کمک راهنمایی را تجربه کنیم، آن زمان افرادی بودند و زحمت کشیدند تا ما به حال خوش رسیدیم و جایگاه‌ها را تجربه کردیم و بعد وظیفه ما بود که تمام توانمان را بگذاریم و به وظیفه‌مان عمل کنیم تا بتوانیم دست در راه‌ماندگان را بگیریم، کسانی که مثل ما به دنیای تارک اعتیاد قدم گذاشته بودند، بتوانیم کمکشان کنیم تا از گذرگاه سخت اعتیاد عبور بکنند، به آقای جباری و همچنین هم‌سفر ایشان و همه اعضایی که در این شعبه هستید این رهایی را تبریک می‌گویم و امیدوارم همه شما عزیزان این جایگاه‌ها را تجربه کنید و به همه‌کسانی که برای اولین بار به این شعبه آمدند و کسانی که تازه سفرشان را آغاز کرده‌اند این نکته را می‌گویم که سرتان را با سر راهنما عوض کنید و حواستان به مسیر و قدم‌هایی که برمی‌دارید باشد نه به التهاب سفر و همسفرها و مسافران سرشان به کار خودشان گرم باشد و خودشان را قضاوت کنند چون لذت سفر به همین قدم‌هایی است  که برمی‌دارید وقتی به انتهای سفر می‌رسید متوجه می‌شوید تمام لذت‌ها در همین قدم‌هایی بوده است که برداشته‌اید، ان شالله همه افراد بتوانند قدم‌هایشان را درست بردارند و شما هم مثل ما یک روزی کمک کنید به افرادی که نیازمند یاری شما هستند.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر فرشاد شنبه 3 شهریور 1397 08:35
به به که چه روز زیبا و پرشکوهی بود .تبریک به آقا ناصر عزیز.چه لذتی داشت دیدن آقایان امیر جباری ،ناصر وامیرحسین کنار هم.چقدر لذت بردیم تا باشه از این روزهای شاد و پرانرژی
غلامرضا ‌‌‌‌‌‌‌از‌‌ کرج جمعه 2 شهریور 1397 22:50
سلام عرض ادب خسته نباشید به آقا مهندس که یه روزی بذری کاشته امروز اقآ ناصر ذوالفقاری ازادمرد را جشن میگیره مبارکش باشه در کنگره کسی ماندگار میشه در مسیر کنگره باشه
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic