گفت و گو با آقای فرهاد حاجیانپور(ایجنت محترم شعبه)
یکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 22:37 | نوشته ‌شده به دست مدیریت | ( نظرات )
کار خیر مثل کفش‌های میرزا نوروز است؛ که هرکجا پرتابش کنیم بازمی‌آورند در خانه خودتان

سلام خدا قوت میگم به شما آقای حاجیان پور: می‌خواستم در مورد عملکردتان در لژیون صحبت کنم.


سؤال این هست که چطور شده که لژیون شما به‌صورت داوطلبانه و بسیار فعال اقدام به واریز مبالغ ماهیانه به‌حساب زمین کرج می‌کنند این حرکت از کجا نشأت‌گرفته؟

 

 من هم به شما اعضای کنگره 60 شعبه کرج عرض سلام و خدا قوت‌دارم.

من این‌طور بیان و رفتار می‌کنم که کنگره مال خودمان است. وقتی تمام اعضاء این احساس را داشته باشند که کنگره مال خودمان است. قطعاً همین‌گونه عمل خواهند کرد من همیشه سعی می‌کنم این قضیه را برای بچه‌ها به‌گونه‌ای مطرح کنم تا بفهمند که کنگره برای دیگران نیست برای مهندس، دیده‌بانان یا ایجنت و مرزبانان نیست؛ و برای اینکه کنگره ماندگار بماند فقط یک‌راه وجود دارد و آن‌هم خدمت کردن است و نکته جالب آن این است که خودم در اکثر جاها و بخش‌های کنگره خدمت کرده‌ام؛ و حالا هم هرکجا که اعلام نیاز کنند بچه‌های لژیون من حاضر به خدمت در آن بخش هستند.

اگر کسی امکان مالی و موقعیت خدمت کردن ندارد باید چه کند؟ شاید بعضی‌ها درآمد خوبی داشته باشند و یا پشتوانه‌ای دارند که به‌خوبی خدمت می‌کنند؟

 جناب مهندس می‌گوید که ما انتظار نداریم کسی که ندارد و یا موقعیت خدمتی ندارد بیاید و این کار را انجام دهد، ولی از آن‌کسی که توان دارد انتظار داریم که یک مبلغی را به‌حساب زمین واریز نماید من در مورد این دارا و ندار بودن در لژیون صحبت کردم که آدم دارا و آدم ندار چه انسان‌هایی هستند انسان ندار انسانی است که دل بخشیدن ندارد. مثلاً من الآن یک‌خانه و یک ماشین دارم ولی می‌خواهم دو تا ماشین داشته باشم تا یک ماشین هم خانم من استفاده نماید. پس من به یک ماشین دیگر احتیاج دارم یک‌خانه دارم ولی به یک ویلا در شمال نیاز دارم پس ما خیلی چیزها را می‌خواهیم که نداریم اگر دنیایی ثروت را داشته باشم باز به دنبال یک‌تکه زمین در کره ماه هستیم. پس همیشه خواسته‌ها هست.

چطور برای واریز به‌حساب زمین عمل می‌کنید؟ برنامه‌ریزی شما چگونه بوده است؟

من خودم امکان مالی برای واریز 5000000 تومان به‌حساب زمین را یکجا ندارم؛ اما ما ماه‌به‌ماه این کار را می‌کنیم و تلاش می‌کنیم که هرماه یک مبلغ پنجاه‌هزار تومان یا صد هزار تومان به‌حساب زمین بریزیم. ما یک حساب سرانگشتی کردیم که اگر هر نفر در کرج ظرف پنج ماه این مبلغ را به‌حساب زمین بریزد تا پانصد هزار تومان بشود. دیگر مشکل خرید زمین را نداریم صد هزار تومان شاید به‌ظاهر زیاد جلوه کند ولی در خرج و مخارج امروزی واقعاً چیزی نیست در مقابل هدفی که دنبال می‌کنیم، ما این کار را از خودمان شروع کردیم چون در مقابل چیزی به دست آوردیم که ماندگار و جاوید خواهد بود.

آیا ره‌جوهای شما از این کار احساس رضایت می‌کنند. یا از روی اجبار این کار را انجام می‌دهند؟

نه این قضیه کاملاً در لژیون ما جاافتاده است. به شکلی که اگر کسی این پول را به‌حساب واریز نکند، احساس می‌کند که یک جای کار می‌لنگد و یا این پله از سفرش بهش جواب نداده. این حسی است که در بین بچه‌ها ایجادشده است و خیلی راحت این کار را انجام می‌دهند.

چه اثری در زندگی‌تان دارد. آیا به این احسان کردن اعتقادی دارید؟

بله صد در صد اگر این احسان کردن به‌صورت عمل سالم انجام شود برگشت آن در وهله اول برای خود من است. من هیچ‌وقت به خدا نمی‌گویم که خدایا فردا صبح که در خانه را باز کردم یک گونی پول جلوی خانه‌ام باشد ولی از خدا می‌خواهم یک‌راهی به من نشان دهد تا من یک کاری انجام بدهم تا نتیجه آن به پول برسد. وقتی این مبلغ را به‌حساب زمین می‌ریزم به‌سرعت این اتفاق می‌افتد. بچه‌های لژیون مالی هم تجربه‌های بسیار خوبی در این زمینه داشتند مثلاً یکی از آنها با واریز پنج میلیون تومان یک سود60 میلیونی کرد و شاید خودش این قضیه را یک روز با شما در میان بگذارد کار خیر مثل کفش‌های میرزا نوروز است؛ که هرکجا پرتابش کنیم بازمی‌آورند در خانه خودتان.

آقای حاجیان پور کمک راهنماهایی که تازه لژیون زده‌اند. از کجا می‌توانند این خدمت را در بین ره‌جوهایشان ترویج بدهند تا آن‌ها شکی نسبت به این قضیه نداشته باشند و با فراق بال برای دورهای بعدی بکارند تا فصل درو آن‌ها برسد؟

در کنگره این چیزی که تأثیرگذار است. جو آن است و جو آن لژیون را راهنما تعیین می‌کند. اگر راهنما به آن کاری که انجام می‌دهد ایمان داشته باشد تازه‌وارد هم به حرف او گوش می‌دهد و آن را انجام می‌دهد. ما باید از الآن به فکر آن نوزادی باشیم که تازه به دنیا آمده است و سی سال دیگر تازه معتاد می‌شود و به دنبال درمان است. اگر کمک راهنما به این قضیه ایمان داشته باشد که درمان در کنگره 60 قطعی است. پس حتماً برای خرید زمین و داشتن یک مکان مناسب دلسوزانه رفتار می‌کند.

اگر پولی که به‌حساب زمین واریز کردند و دیدند که یک شعبه دیگر صاحب جایی برای تأسیس شعبه شدند تکلیف چیست. چه کسی پاسخ گوی آن‌هاست؟

ببینید من به‌حساب زمین کنگره 60 مبلغی را واریز می‌کنم و هیچ انتظاری ندارم که حتماً باید در کرج یک زمین خریداری شود و دیگر پیگیر مبلغ واریزی خودم نمی‌شوم. مثل این است که کادویی یا یک هدیه‌ای به یک شخص بدهی و هر وقت شخص از آن استفاده می‌کند، یادآوری کنی که این هدیه را من به تو داده‌ام یک چنین حرفی خیلی ناپسند و نا به‌جا است. اینکه من هر یک ماه یا دو ماه یک‌بار سراغ مبلغ زمین را بگیرم اصلاً خوب نیست. چون این کنگره است که برای این مسائل تصمیم می‌گیرد و آن‌ها اولویت بندی می‌کنند: شاید در یک شهری شرایط خاصی باشد ولی هدف و خواسته ما این است که در کرج هم یک شعبه دیگر داشته باشیم و جا از خودمان باشد.

آقای حاجیان پور آیا از نحوه خدمت کردن خودتان در جایگاه ایجنتی راضی هستید و آیا به اهداف و خواست‌هایتان در پیشبرد اهداف کنگره رسیدید یا خیر؟

بعضی از اهداف آرمانی هستند و یک سری از اهداف اجرایی هستند. اگر آرمان‌گرایانه بخواهیم نگاه کنیم چون شعبه چند سالی است که کارکرده و من تحویل می‌گیرم و شعبه‌ای نیست که من از اول بنا گذاشته باشم نه به هیچ‌کدام از اهدافم نرسیدم. ولی دو یا سه موضوع برای من اهمیت داشت که به آن‌ها رسیدم به‌غیراز خرید ملک برای شعبه. شاید در بعضی از بخش‌ها ضعیف باشیم ولی فرق است بین ضعف گرسنگی باضعف تب داشتن. ضعف تب داشتن خطرناک است ولی ضعف گرسنگی با یک‌تکه نان بربری برطرف می‌شود. با یک پرس چلوکباب هم برطرف می‌شود. پس اولویت باضعف تب می‌باشد.

یکی از دغدغه‌های من برگزاری امتحان کمک راهنمایی بود که خدا رو شکر ضعف کم بود راهنما در شعبه برطرف گردید؛ و حتی به شعب دیگر هم صادر کردیم. دغدغه دیگر ما یعنی گروه مالی و گروه مرزبانی و دیدبان‌های عزیز که به ما کمک می‌کنند این است که بتوانیم بار این شعبه را سبک کنیم و شعبه جدید دیگری در کرج راه‌اندازی کنیم.

در پایان صحبت خاصی برای اعضای شعبه کرج دارید؟

برای بچه‌های شعبه آرزوی موفقیت می‌کنم برای راهنماها آرزوی موفقیت می‌کنم، برای مرزبانی آرزوی موفقیت می‌کنم. امیدوارم هرکدام و در هر مرحله‌ای که هستند پیشرفت کنند و به مراحل بالاتر بروند. طوری نباشد که زمان را از دست بدهیم و بی‌نصیب باشیم.

 

 مصاحبه: مسافر رضا شعبانی

نگارنده و عکس: مسافر میلاد


  

 

 

برچسب‌ها: کنگره60، درمان،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهدی باقری دوشنبه 2 شهریور 1394 13:12
سلام و خدا قوت با تشکر از زحمات آقای حاجیانپور و تمام خدمتگزارهای شعبه کرج امیدوارم در نمام مراحل خدمتی و زندگی سربلند باشید.
سمانه همسفر مرتضی چهارشنبه 28 مرداد 1394 00:21
سلام
ممنون از اقای حاجیان پور و خدمتگزاران سایت مصاحبه زیبایی بود
حسین طاهری سه شنبه 27 مرداد 1394 16:32
با سلام خدا قوت
شیدا دوشنبه 26 مرداد 1394 20:50
جناب استاد حاجیان پور از شما ممنونم .
ممنون از آقا رضا وآقامیلاد.
معین دوشنبه 26 مرداد 1394 18:26
آقا رضا خدا قوت جانانه از ته ته ته ته دلم میگم خدا قوت من که خیلی استفاده کردم. از آقا فرهاد حاجیان پور هم ممنونم که همیشه مطالب ارزشمندی ازشون به دستمون می رسه
دوشنبه 26 مرداد 1394 14:21
سلام
خدا قوت به آقای حاجیان پور مصاحبه ی بسیار خوبی بود
با تشکر از آقای شعبانی
دوشنبه 26 مرداد 1394 14:21
سلام
خدا قوت به آقای حاجیان پور مصاحبه ی بسیار خوبی بود
با تشکر از آقای شعبانی
[جعفر اسدی دوشنبه 26 مرداد 1394 13:26
جناب حاجیان پور تبریک به خاطر این نگاه زیبا و ظریف و تبریک به رضا شعبانی برای این گزارش زیبا
اکرم دلفانی دوشنبه 26 مرداد 1394 12:51
سلام
خداقوت به آقای حاجیان پور و ممنون از آقای شعبانی و آقا میلاد.
همسفر بتول دوشنبه 26 مرداد 1394 10:09
سلام
جناب آقای حاجیان پور از خدمات بی دریغ شما سپاسگزارم .
از خدمتگزاران سایت هم ممنونم .
همسفر سارا دوشنبه 26 مرداد 1394 10:01
سلام
از جناب آقای حاجیان پور سپاسگزارم .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات