وادی سوم و تاثیر آن روی من
پنجشنبه 1 آذر 1397 ساعت 17:16 | نوشته ‌شده به دست مسافر پوریا | ( نظرات )
بسم الله الرحمن الرحیم
روز پنجشنبه مورخ 1397/09/01 سومین جلسه از دور بیست و نهم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰ نمایندگی کرج به استادی مسافر شهاب، نگهبانی مسافر اسلام و دبیری مسافر فرشاد با دستور جلسه" وادی سوم و تاثیر آن روی من " راسساعت 16 آغاز به کارنمود.


در میان حس و حال رهجو را هیچ‌کسی به‌اندازه خودش درک نمی‌کند، بنده به‌شخصه در مورد تک‌تک حس و حالم باراهنمای خود صحبت می‌کردم و لایه‌های مختلف شهر وجودی‌ام را با او می‌پیمودم و به بسیاری از مسائل دست پیدا کردم.

سلام دوستان شهاب هستم یک مسافر، خداوند بزرگ را شاکرم که این فرصت را در اختیار من قرارداد تا یک‌بار دیگر در این جایگاه خدمت کنم همچنین بابت اینکه قبل از جایگاه کمک راهنمایی توانستم جایگاه استادی را تجربه کنم از خدای بزرگ سپاسگزارم.

قبل از صحبت در مورد وادی سوم بنده باید کتاب عشق را خوانده باشم و آنچه را که مهندس گفته برای من وحی منزل است، روز سه‌شنبه یا دوشنبه افراد عملاً نشان دادند که باید قدم بردارند، در جشن گلریزون بعضی‌ها می‌گفتند مبلغ اهدایی به خودم 500 هزار تومان یا مبلغ اهدایی به خودم یک‌میلیون، خب ‌ یک تفکری پشت این جمله است یعنی فکر نمی‌کند که دارد این را به کنگره کمک می‌کند، درواقع چیزی است که دارد به خودش کمک می‌کند، با توجه به جشن گلریزون مشاهده شد که همه اعضای کنگره در این هفته وادی سوم را انجام دادند.

آن چیزی که در سفر اول برای خودم کار کرد این بود که هیچ فردی به‌اندازه خود من نمی‌داند که تخریب‌های من کجا است، تک‌تک افراد هم همین‌گونه هستند، اگر ما خودمان را یک شهر وجودی در نظر بگیریم هیچ‌کس به‌اندازه خودمان در کوچه‌پس‌کوچه‌هایش قدم نزده است، یعنی خودم می‌دانم کجاها ضعف دارم و من باید این را به‌عنوان یک اصل قبول کنم. 

هیچ‌کسی به‌اندازه خودم به خودم فکر نمی‌کند، خیلی چیزها را مشخص می‌کند، این‌که من نباید از کسی انتظار داشته باشم که بداند من چقدر حالم بد است و نباید به این فکر کنم که کمک راهنمای من علم غیب دارد، کمک راهنما سؤال می‌پرسد که حالم چطور است و این بنده هستم که باید بدانم کجاها حالم خوب نیست و بیایم از کمک راهنما استفاده کنم. 

به این فکر می‌کردم این 11 ماه سفر اول یعنی می‌شود من قطع مصرف شوم، برای این امر به یک تغییر اساسی نیاز است و این تغییر فقط به کمک راهنما امکان‌پذیر است، در این میان حس و حال رهجو را هیچ‌کسی به‌اندازه خودش درک نمی‌کند، بنده به‌شخصه در مورد تک‌تک حس و حالم با راهنمای خود صحبت می‌کردم و لایه‌های مختلف شهر وجودی‌ام را با او می‌پیمودم و به بسیاری از مسائل دست پیدا کردم، در سفر دوم هم به‌این‌ترتیب است مسئولیت کار را نباید به کس دیگری سپرد، به شرطی که شخص از خود شناخت کافی داشته باشد، زمانی که بنده به‌تنهایی توانایی حضور و یا مشارکت در یک جمع را نداشتم به مواد روی می‌آوردم که بعد از مدتی متوجه شدم که ریشه در ترس من دارد و علاقه به برتر بودن در جمع، ریشه در منیت من دارد که برای حل این مسائل راهکارهای بسیار کاربردی در کنگره وجود دارد.

بنده در طول سفر اول از تک‌تک وادی‌ها به‌راحتی نگذشتم و در سفر دوم نیز به این مسیر ادامه دادم و خود را مسئول کارهای خود دانستم و در مورد آن‌ها تفکر کردم تا به راه‌حل مناسب برسم، کاربردی کردن وادی‌ها است که من را از یک انسان حال خراب تبدیل کرد به کسی که توان راه رفتن دوباره دارد و من با دیدن کسانی که این مسیر را پیموده‌اند به‌یقین رسیده‌ام کسی که اکنون با تمام وجود 10 میلیون تومان انفاق می‌کند شخصی بوده که از تکه‌ای مواد خود نمی‌گذشت و این اتفاق در من هم خواهد افتاد.

قسمت دوم دستور جلسه در مورد تولد یک‌سالگی محمد رهجوی سامان هست.

محمد از اول سفر نیز همیشه گوش‌به‌فرمان و خدمتگزار بود، بلافاصله بعد از پایان سفر اول و شروع سفر دوم در آزمون مشاورین تازه واردین قبول شد و در قسمت OT نیز خدمتگزار است و همچنین در پارک خدمت می‌کند.

نکته مهم در مورد او این است که برادرش رضا را نیز به کنگره آورد که اتفاقاً دیروز وارد سفر دوم شد و این نشان‌دهنده حال خوب محمد است که باعث جذب برادرش به کنگره شد.

در پایان از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاس‌گزارم.

در ادامه تولد اولین سال رهایی مسافر محمد با شکوه هرچه تمام تر برگزار گردید.

صحبت‌های مسافر محمد

خداوند را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه قرار دارم، قبل از اینکه وارد کنگره شوم چنان غرق در مواد بودم که انگیزه‌ای برای زندگی نداشتم و یک اتفاق خوب باعث شد که لیاقت حضور در کنگره را پیدا کنم.

در اوایل حضور در کنگره واقعاً نمی‌دانستم که کجا آمده‌ام، هر موقع که جلسه لژیون تمام می‌شد و راهنمای عزیزم سامان مرا در آغوش می‌گرفت تازه مفهوم مهر و محبت را متوجه می‌شدم، خیلی از راهنمای عزیزم سپاس‌گزارم که حال بد من را تحمل کرد و به صبر و حوصله حال خوب را جایگزین آن کرد و همیشه مانند یک پدر برای من بود.

در پایان از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید سپاسگزارم.

در ادامه مراسم اهدا گل  توسط محترم  به مناسبت رهایی دو نفر از مسافران نمایندگی کرج با شکوه تمام برگزار کردید.

تایپ:مسافر مجتبی ،مسافر فرشاد

عکس:مسافر مسافر پوریا

ارایه گزارش:مسافر فرشاد

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمدباقر از کرج جمعه 2 آذر 1397 22:14
استاد گرامی آقا شهاب جایگاهتان را به شما تبریک میگویم جلسه عالی برگزار کردید هنچنین به آقا محمد عزیز اولین سال رهاییشان را تبریک میگویم و برایش بهترین ها را آرزومندم.
حسین قره داغی جمعه 2 آذر 1397 22:03
محمد عزیزم اولین سال رهاییتو تبریک میگم.بهترینهارو براتون آرزومندم.تا باد چنین بادا
جمعه 2 آذر 1397 20:06
خداقوت خدمت استاد جلسه آقا شهاب عزیز و نگهبان آقا اسلام و دبیر آقا فرشاد که جلسه بسیار خوبی برگزار کردند
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات