لزیون ویلیام وایت نمایندگی کرج سه‌شنبه‌ها 97/10/18
سه شنبه 18 دی 1397 ساعت 16:46 | نوشته ‌شده به دست مسافر مقصود | ( نظرات )
بسم الله الرحمن الرحیم
روز سه‌شنبه مورخ 97/10/18 لژیون ویلیام وایت نمایندگی کرج با استادی مسافر علیرضا فدائی با دستور جلسه "حال خوش" برگزار گردید.


اگر حال بد پیدا کنیم فرکانس حال بد به کائنات می‌فرستیم و فردای ما هم بدتر از امروز ما خواهد شد... 
سلام دوستان علیرضا هستم کمک راهنما یک مسافر
در جلسه‌ی قبل راجع به قانون A,B,C صحبت کردم، می‌خواهیم ببینیم چه اتفاقی می‌افتد که فرد به سمت ضد ارزش‌ها حرکت می‌کند و حال خوشی ندارد، این دگرگونی حال دست خودمان است.
می‌خواهم داستانی را تعریف کنم تا بهتر این قانون را برای شما شرح دهم:
یک روز کی از دوستانم را پشت چراغ قرمز دیدم و با او احوال‌پرسی کردم، صحبت از زندگی شد و یک عکس جلوی داشبورد او بود، گفتم او کیست، گفت او پدرم است و مسئول تمام بدبختی‌های بنده در زندگی است و حتی مسئول اعتیاد بنده است، گذشت تا یک روز با یک روانشناس آشنا شدم، او مرا به خانه خود دعوت کرد، بنده هم رفتم، آنجا یک عکس دیدم، دقیقاً همان عکسی بود که جلوی داشبورد دوستم دیده بودم و از آنجایی که برایم تعجب‌آور بود پرسیدم این عکس کیست، گفت پدرم است و همان موقع بود که گفتم آیا برادر دیگری دارید؟ گفت بله و او اعتیاد دارد، به او گفتم برادرت می‌گوید که پدرم معتاد است و عامل تمام بدبختی و اعتیاد من است، او در واکنش به این جمله‌ی من گفت که پدرم دقیقاً همان کسی است که برادرم می‌گوید اما عامل خوشبختی و موفقیت بنده است، پرسیدم که چطور این‌گونه است؟ در پاسخ گفت: اعتیادش را دیدم و سعی کردم معتاد نشوم، بی‌مسئولیت بودنش را دیدم و سعی کردم مسئولیت‌پذیر باشم و این‌گونه بگوییم هر چه‌کار نادرست انجام داد سعی می‌کردم برعکس آن را انجام دهم، در حال حاضر می‌گویم او بهترین الگوی من در زندگی است.

این داستان را در گوشه‌ی ذهن داشته باشید و حالا یک داستان دیگر میگویم.
یک روز سه بچه در خیابان بازی می‌کردند که یک راننده‌ی مست با ماشین خود به این سه بچه میزند و آنها می‌میرند و همان موقع یک فرد از همان‌جا نزد مادر یکی از بچه‌ها می‌رود و خبر اولیه مرگ آنها را می‌دهد و همان لحظه مادر آن بچه‌ها سکته می‌کند و نیمی از بدنش فلج می‌شود بعد از خبر دادن به این مادر می‌روند تا به مادر دومین بچه خبر بدهند و همان‌که خبر این موضوع را می‌شنود افسردگی شدید می‌گیرد این جریان می‌گذرد تا بعد از چندین سال وقتی نزد مادر سومین بچه که خبر را تلفنی به او دادند می‌روند و جویای حال او شدند و صحنه‌ای که دیدند آنها را متحیر کرد، آنها با مادری موفق و پرانرژی و سلامت روبه‌رو شدند و وقتی پرسیدند که چگونه به این مرتبه از موفقیت رسیده‌ای؟
گفت: بعد از این‌که خبر فوت فرزندم را آوردند با خودم یک تصمیم گرفتم که یک انجمن ایجاد کنم تا افرادی که الکل مصرف می‌کنند بیایند و در اینجا به مصرف خود پایان دهند که امروزه به انجمن الکلی‌های گمنام معروف است.
حالا می‌خواهیم نتیجه بگیریم، برای آن دو برادر یک پدر بود، یکی معتاد شده بود و دیگری روانشناس، برای هر سه مادر یک اتفاق افتاد ولی اولی سکته کرد، دومی افسردگی گرفت و سومین مادر آدم موفقی برای خود و جامعه شد.
در خصوص کنگره و مهندس که بخواه صحبت کنم به این می‌رسیم که جناب مهندس حسین دژاکام مخترع چشم‌های الکترونیکی بودند و بعد از چند مدت ورشکست شدند و بعد از گذشت چند وقت این روش را کشف کردند و به جرأت می‌توان گفت یکی از موفق‌ترین افراد بر روی کره‌ی زمین است.
از تمام اتفاقاتی که در زندگی برای همه افراد پیش می‌آید که حتی عرفا هم اعتقاد داشتند، 10% از آن‌ها را قضا و قدر می‌نامند، از قبیل حادثه، بیماری، دزدیدن اموال، غم و ... که در به وقوع پیوستن آن نقشی نداریم قضا و قدر نام دارند گفته می‌شود A، به B می‌گوییم تغییر بینش، نگرش و ذهن ما، درواقع هر اتفاقی که می‌افتد را از طریق حس دریافت می‌کنیم و از همان طریق به پردازش گر مغز انتقال می‌دهیم و بعد از پردازش مغز فهمیده و در می‌شود و درنهایت عکس‌العمل نشان دهیم که این عکس‌العمل C گفته می‌شود.
مثال: دستم را به بخاری روشن که داغ است می‌زنم، دستم شروع به سوختن می‌کند، حس به مغزم فرمان می‌دهد که دست در حال سوختن است و مغز به دست‌فرمان می‌دهد و سریعاً دست، خود را از بخاری دور می‌کند، حالا شاید این سؤال پیش آید که 90% بقیه چیست؟ بنهد می‌گویم 10% زندگی ما قضا و قدر است و 90% بقیه زندگی ما را واکنش ما به این 10% می‌سازد و شکل می‌دهد.
تمام روانشناسان دنیا هم به این باور رسیده‌اند که کیفیت زندگی ما این 10% اتفاق‌ها نیستند بلکه واکنش ما نسبت به این 10% است و درواقع 90% زندگی ما را خودمان رقم می‌زنیم، ما باید B را در اختیار بگیریم، B ا عوض کنیم و چرا می‌خواهیم B را عوض کنیم؟ چون این‌یک قانون لاینفک و بدون چشم‌پوشی است، مولانا می‌گویند "در زمین هر چیزی، چیزی جذب کرد، گرم ‌گرمی کشید و سرد، سرد"، اگر شماره کاسب هنوز در تلفن شما وجود دارد یعنی هنوز حالت خوب نیست، مگر می‌شود حالت خوب باشد و شماره کاسب در تلفنت داشته باشی، کسی که حالش خوب باشد دیگر به شماره کاسب نیازی ندارد و این شخص باید فکری به حال جهان‌بینی‌اش بکند.
ما وقتی حالمان خوب است انعکاس خوبی به کائنات می‌فرستیم و جای دیگری مولانا می‌فرمایند "این جهان کوه است و فعل ما ندا، سوی ما آید نداها را صدا"، منظور از فعل کاری است که انجام می‌دهیم، اگر جلوی یک کوه فریاد بزنید همان را برای شما بازگو می‌کند و هر آنچه به کائنات بفرستیم همان به ما برمی‌گردد، از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو، مگر می‌شود که گندم بکارید و جو درو کنید، اگر فرکانس حال خوب را به کائنات برستیم فردای ما هم خوب است، حال این سؤال پیش می‌آید که اگر کسی خواست حال ما را بد کند چگونه به او اجازه ندیم و نگزاریم چیزی از بیرون حال ما را بد نکند.
حال چه فرد بدون نیت یا به‌عمد بخواهد این کار را انجام دهد، اگر حال بد پیدا کنیم فرکانس حال بد به کائنات می‌فرستیم و فردای ما هم بدتر از امروز ما خواهد شد، حالا تصور کنید در محل کار شخصی حال شما را بد کرد و زمانی که به خانه می‌رسید می‌بینید همسر یا فرزندتان با پای خود لیوان آب یا چای شما را می‌ریزد و شما عصبانی شده و شروع به فحاشی می‌کنید، در جواب نیز می‌شنوید که می‌گویند شما به دلیل عصبانیت خود در محل کار تلافی آن را بر سر ما خالی می‌کنی، ولی به نظر بنده چون آن موقع در محل کار خود حالت را بد کردی و فرکانس بد به کائنات ارسال کردی بازگشت آن فرکانس باعث ریختن لیوان آب یا چای بر روی فرش شده است یا زمانی که مهندس می‌خواست روش DST را اجرا کند و به بقیه بشناساند اگر دیدگاه و فرکانس خود را تغییر نمی‌داد هیچ‌گاه نمی‌توانست به اینجا برسد که 53 هزار نر عضو رسمی در کنگره باشند، می‌خواهیم در باورمان یک بذر خوب و زیبا بکاریم مانند مهندس عزیز و از نقطه‌ی پایین کم‌کم به نقطه‌ی بالا برسیم، روانشناسان طی 100 سال اخیر به این رسیده‌اند که می‌شود یک باور ذهنی را پاک کرد و یک باور دیگر جای آن قرارداد و آن موقع کسی نمی‌تواند حال ما را خراب کند و بنده در این 6 سال در کنگره به‌جایی رسیده‌ام که حالم بد نشود، نه اینکه اتفاق بدی برایم پیش نیاید بلکه 90% خود را نسبت به آن 10% شکل داده‌ام و یادمان بماند که تمام منفی‌ها فقط و فقط برای خود ماست مانند یک جام که هر آنچه داری هرروز از آن می‌نوشی.

 از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از تمام شما متشکرم.

عکاس: مسافر مجتبی

تایپ: مسافر مجتبی

ارائه گزارش: مسافر مجتبی و مسافر مقصود

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: ویلیام وایت،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مقصود شنبه 29 دی 1397 00:55
ممنونم از استاد عزیزم علی آقا فدایی گل
مسافر پوریا لژیون 25 دوشنبه 24 دی 1397 09:56
درود بی پایان خدمت کمک راهنما عزیز و دوست داشتنی علی آقا و خداقوت خدمت اعضای سایت کرج بابت ارائه گزارش
جواد مسافری ازکرج شنبه 22 دی 1397 19:40
با درود و ارادت
یکی از افتخارات بزرگ من در کنگره 60، شاگردی و کسب آگاهی و معرفت از کلاس درس استاد علیرضا فدایی است.
گفتاری که خود تبدیل به کردار شده باشد کاملا به دل می نشیند و این از ویژگی های کلام استاد فدایی است.
از درگاه خداوند متعال برای ایشان و خانواده محترمشان و همه خدمتگزاران واقعی کنگره 60، سلامتی، شادکامی و توفیق روزافزون خواستارم.
و تشکر ویژه از آقا مجتبی و آقا مقصود که این گزارش زیبا را آماده و منتشر نمودند.
مسافر اسلام پنجشنبه 20 دی 1397 22:57
درود بی پایان خدمت علی آقا فدایی دوست داشتنی.
مرتضی مرادی پنجشنبه 20 دی 1397 21:25
سلام.علی اقا از صحبتهای بسیار زیبات لذت بردم از شما تشکر میکنم
مسافر محمدباقر از کرج پنجشنبه 20 دی 1397 20:35
کمک راهنمای گرامی علی آقا خدا قوت و سپاس از خدمتگزاران وبلاگ کرج
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: