دلنوشته به قلم مسافر میعاد؛محکوم به شیشه و ناخدایی که نجاتم داد
پنجشنبه 3 مرداد 1398 ساعت 10:15 | نوشته ‌شده به دست مسافر علی م | ( نظرات )
بسم الله الرحمن الرحیم

در طوفان مهیب اعتیاد سوار بر کشتی کنگره ۶۰ شدم که ناخدایش جناب مهندس دژاکام بود

سال ۷۸ بود به‌واسطه شغلم در میدان فردوسی تهران خانه مجردی داشتم مصرف کننده تریاک و حشیش بودم، تریاک برایم اجبار به مصرف شده بود و حشیش برایم حکم دسر بعد از غذا را داشت، در آن زمان سن و سال زیادی نداشتم و از لحاظ درآمدی و مالی در جایگاه نسبتا خوبی قرار داشتم. به واسطه شغلم دوستی پیدا کردم که به کشور مالزی رفت و آمد مداوم داشت در یکی از سفر هایش با من تماس گرفت و گفت: یک سورپرایز فوق العاده برایت دارم و طبق معمول زمان فرود هواپیما را گفت و خدا حافظی کرد و بنده که مسهور یک سوپرایز جدید بودم بی صبرانه منتظر آمدنش بودم.در روز مشخص جلوی فرودگاه حاضر شدم تا از دوستم که می دانستم یک متاع جدید برایم آورده استقبال کنم، وقتی به خانه رسیدیم یک چیز کریستال مانند را روی فویل آلمینیومی ریخت و با یک فیتیله دستمال کاغذی شروع به کشیدن کرد من که از مصرف هرویین وحشت داشتم از او پرسیدم آیا این نوعی هروییین هست او گفت این (شابو) هست مواد مرفحان بی درد جامعه در ضمن کاربرد بسزایی در روابط جنسی هم دارد.

باوجوداین تعابیر جادویی از این مواد و مقوله لذت رابطه جنسی که بنده را مصرف‌کننده تریاک کرده بود بااینکه ترس زیادی نسبت به هرویین داشتم تن به کشیدن و امتحان کردن این متاع جدید ازآب‌گذشته دادم. در حال کشیدن بودم که احساسی جدید درونم پدیدار شد صندوقچه‌های گذشته که خاطرات کودکیم درونشان بود ناگهان باز شد و من وارد یک دنیای متفاوت از نئشگی شدم و رفته‌رفته حس می‌کردم سرحال‌تر می‌شوم و خستگی از بدنم دور می شود،لذت حرف زدن برایم زیاد شده بود،خلاصه خیلی خوب و کامل بود.

حال مروری داشته باشیم از مواد تشکیل‌دهنده شیشه

۱-اندر فین: ماده شیمیایی تولیدشده از گیاهی به نام (اخدرا) که چربی سوز است و مصرف دارویی دارد آن‌هم با مقادیر بسیار کم و معین نه آنچه در شیشه موجود است.

۲-فسفر: ماده‌ای شیمیایی و خطرناک در ساخت بمب‌های فسفری و میکروبی که مستقیماً روی مغز اثر می‌گذارد که باعث توهمات شدید و بی‌خوابی در فرد می‌شود.

۳ ـ ید: ماده‌ای ضدعفونی‌کننده که در ترکیب با فسفر حس مهربانی؛ اثر شدید بر دستگاه گوارشی و سیستم جنسی دارد.

۴-تلوین: ماده‌ای قابل اشتعال قوی‌تر از بنزین و عنصر تشکیل‌دهنده (تی ان تی) در صنایع نظامی همچنین در ساخت سوخت هواپیما نیز استفاده می‌شود.

۵-سود (چنته): ماده‌ای که در ساخت جرم‌گیر ولوله بازکن استفاده می‌شود و با بر خود احتمالی با چشم باعث کوری آنی و برخورد باپوست باعث تاول و خارش شدید خواهد شد.

 ۶-اسیدسولفوریک: اسید بسیار قوی که بعضاً در باطری خودرو ریخته می‌شود.

بااینکه تمام این تفاسیر را می‌دانستم اجبار به مصرف پیداکرده بودم و به مصرف کردن ادامه می‌دادم.

بعد از گذشتن مدتی از شروع مصرفم تدریجا تغییراتی در من ایجاد شد دیگر خبری از آن انرژی کاذب نبود اگر مصرف نمی‌کردم به خوابی عمیق فرومی‌رفتم، برخلاف اوایل حال تا مصرف نمی‌کردم چیزی نمی‌توانستم بخورم، بدون این‌که فعالیتی انجام دهم احساس خستگی زیادی داشتم دیگر از انرژی فوق‌العاده خبری نبود هر اتفاق ناچیزی مرا عصبی می‌کرد، حوصله هیچ‌کس را نداشتم، بشدت وزنم کاهش‌ یافته بود به هیچ‌چیز اهمیت نمی‌دادم و تعهدی که نسبت به خانواده داشتم از بین رفته بود؛ اما همسرم که یک پروسه از زندگی‌اش را با پدر و برادرش که هر دو درگیر اعتیاد بودند گذرانده بود و کاملاً با این مقوله آشنایی داشت با همه کمی‌ها و کاستی‌ها و بی‌حوصلگی‌هایم می‌ساخت، دم نمی‌زد و صورتش را با سیلی سرخ نگه می‌داشت بنده که مثل شب آب شدن همسرم را می‌دیدم تصمیم به قطع مصرف گرفتم یک هفته‌ای را که مصرف نکردم مثل یک سال برایم گذشت. آخر هفته از خانه بیرون آمدم انگار صاحب روحم صدایم می‌کرد و دیگر حاکم و فرمانروای شهر وجودی خویش نبودم و این شیشه بود که به وجودم حکم می‌کرد.

 شنیده بودم NGO هایی برای ترک مواد مخدر وجود دارد تصمیم گرفتم به آنجا بروم تا درمان شوم وارد مجموعه شان شدم به روش و قوانین آنجا پیش رفتم و طبق اصول درمانشان یک‌مرتبه قطع مصرف شدم مدتی درمسیرشان حرکت کردم در آن مدت‌زمان فقط فکر مصرف کردن بودم.

اصلاً حال‌وروز خوبی نداشتم؛ بعد از یک پروسه ۴ ماهه ازآنجا خارج شدم اما با یک تفاوت حالا میل بیشتری برای مصرف شیشه داشتم که باعث زیادشدن دوز مصرفم شد به همین منوال ۳ سال گذشت و دیگر تاب و میلی برای مصرف نداشتم از خودم خسته و از طرفی هم درمانده بودم، همسرم با تمام چالش‌های بزرگی که بنده به وجود آورده بودم برایم همسری فوق‌العاده و برای فرزندمان مادری فداکار بود و با عشق به زندگی خود ادامه می‌داد.

بعد از مدتی با کنگره ۶۰ آشنا شدم طبق معمول وقتی نام یک NGO را شنیدم باز با خود گفتم که نمی‌شود اما انگار صدایی از اعماق وجودم درخواست رفتن و تمنای بودن در آنجا را داشت؛ بعد از شرکت در جلسات معارفه تازه واردین متوجه روش درمان این مجموعه شدم، همان زمان با خود عهد کردم که ثابت‌قدم بمانم زیرا متوجه شدم که اینجا مسیر درستی را پیش گرفته و با مکان‌های دیگر فرق دارد سپس بر این شدم که تمام فرامین را انجام داده و طبق اصول مقرر حرکت نمایم،در طوفان مهیب اعتیاد سوار بر کشتی کنگره ۶۰ شدم که ناخدایش جناب مهندس دژاکام بود و انگار به سرمنزل زندگی‌ام رسیدم و راه را پیداکردم.از این اتفاق بسیار خوشحالم و از خداوند سپاسگزارم که یک فرصت دیگر به بنده، همسر و فرزندم اعطا کرد.

خداوندا ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم از هستی و نیستی خداوندا تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به‌فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که ازآنجا انشعاب یافتیم.

تایپ:مسافر مهدی

عکس:مسافر علی

ارائه گزارش:مسافر علی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حمیدرضا پنجشنبه 14 شهریور 1398 21:41
خدا قوت معیادجان دلنوشته ات اشکم دراوردچون خیلی به حال روزمن شبیه بودامیدوارم همیشه درمسیرنورالاهی باشی
شنبه 5 مرداد 1398 18:57
سلام میعادعزیز بسیارزیبا وروان شرح حالت راگفتی وامیدوارم که باخواندن دلنوشته تو افرادبسیاری به این نتیجه برسند که باید بخود وخانواده اشان بیاندیشن جواد مرزبان
مسافر محمد رضا فایر من شنبه 5 مرداد 1398 13:15
ماشاالله به تو میعاد عزیز
عماد جمعه 4 مرداد 1398 14:44
میعاد جان خیلی عالی بود.امیدوارم جایگاههای بالاتر ببینیمت و در زندگی همیشه موفق و سلامت باشی
مسافر علی از لژیون 4 جمعه 4 مرداد 1398 10:49
با سلام به میعاد عزیز و تبریک به راهنمای عزیزتان حسین آقا ان شالله همیشه مثل امروز پیروز باشید
حسین چاقمی جمعه 4 مرداد 1398 01:34
سلام برمیعاد عزیز.بسیار دلنوشته زیبا وتاثیر کزار بود .وحرف دل خیلی از دوستان کنگره ایی پراز دردوصداقت .ارزو دارم بهترینها برای تو وخانواده محترمت رخ بدهواز عشق محبت لبریز بشی .خدارو شاکرم که مسیر کنگره رو پیدا کردی تا به انچه لیاقتش روداری برسی .وشاکر خداوند وجناب مهندس هستم بخاطر تمام الطافشان به من وشما
محمد لژیون ۱۸ پنجشنبه 3 مرداد 1398 13:27
خدا قوت اقا میعاد عزیز،متن زیبایی بودو لذت بردم مرسی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو