کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60؛ عدالت، آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند؟
پنجشنبه 21 شهریور 1398 ساعت 19:32 | نوشته ‌شده به دست مسافر پوریا | ( نظرات )
بسم الله الرحمن الرحیم
روز پنجشنبه مورخ 1398/06/21 سیزدهمینجلسه از دور سی‌ و یکم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰ نمایندگی کرج به استادی دیده‌بان مسافراحمد، نگهبانی مسافر فرشاد و دبیری  مسافر مجید با دستور جلسه "" عدالت، آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند؟ "" راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

کنگره مثل یک گلخانه است گلخانه یک اتمسفری دارد که فضای آن با بیرون متفاوت است برای این متفاوت است که می‌خواهند یک‌چیزی را به‌صورت طبیعی تولید کنند که در بیرون از آن امکان ندارد.

سلام دوستان احمد هستم مسافر.

خداوند را سپاسگزارم که این توفیق را به بنده داد تا در این جلسه خدمت کنم و خدا قوت می‌گوییم به همه خدمت‌گزاران نمایندگی کرج و امیدوارم همه این عزیزان بهره لازم را از خدمتی که انجام می‌دهند بگیرند، چون بنده مسئول شعب شهرستان‌ها هستم خیلی در مورد دستور جلسه صحبت نمی‌کنم و بیشتر در مورد مسئولیت خود و نمایندگی کرج صحبت می‌کنم و باهم همفکری کنیم تا بدانیم در کجا قرار داریم.

یک سؤال در کنگره وجود دارد که آیا در کنگره همه باهم برابرند؟ این‌یک سؤال کلیدی است و در ابتدا باید بدانیم که مفهوم عدالت چیست؟ چون در تفکرات سطحی اگر انسان خواسته‌ای داشته باشد و به هر دلیلی به خواسته‌اش برسد و از او دلیل موفقیت را بپرسند می‌گوید این کار را خودم انجام دادم و این عین عدالت است ولی اگر به خواسته‌اش نرسد از واژه‌های دیگری مثل بی‌عدالتی، نابرابری و... استفاده می‌کند و نمی‌پذیرد که خودش مسیر را اشتباه طی کرده است، درگذشته وقتی واژه عدالت مطرح می‌شد بنده ناخودآگاه یاد ترازویی که در اکثر دادگستری‌ها است می‌افتادم که این نماد عدالت است.

اگر بخواهم عدالت را در کنگره مثال بزنم یک رهجو قبل از ساعت 5 می‌آید، دارو را به‌موقع از کلینیک می‌گیرد، دارو را به‌موقع می‌خورد و لباس سفید و تمیز بر تن دارد، با همه به مهربانی برخورد می‌کند و سی دی هفته را گوش می‌دهد و می‌نویسد و مسئولیت‌هایی را که بر دوش اوست انجام می‌دهد تا به رهایی برسد با فردی که این کار را انجام نمی‌دهد و یا 50 درصد را انجام می‌دهد، آیا وقتی‌که این دو نفر به خط پایان می‌رسند حال آن‌ها باهم برابرند، قطعاً مساوی نخواهند بود یعنی ازنظر درمانی باهم متفاوت هستند، عدالت نتیجه عملکرد، تفکر، اندیشه و آن جهان‌بینی که آن فرد دارد است، خیلی از انسان‌ها مثل باغبان هستند که می‌خواهد بذر هزار متری بریزد و برداشت هکتاری انجام دهند، قطعاً این اتفاق نمی‌افتد و این افراد ایراد را در بیرون خود جستجو می‌کنند.

نمایندگی کرج خیلی سال است که راه‌اندازی شده است و فرازوفرودهای بسیاری داشته است و تا چند وقت پیش کرج به‌صورت جزیره‌ای عمل می‌کرد مثل استرالیا که یک قاره است ولی به هیچ جا وصل نیست ساختار کنگره به‌طور کل مثل یک جزیره است ولی نمایندگی‌ها همه به مرکز وصل هستند و این وصل بودن بسیار اهمیت دارد، بسیاری از ما قدر جایگاه و داشته‌های خود را نمی‌دانیم، ما دیروز از اهواز رهایی داشتیم و از راهنمای همسفر پرسیدم که چه زمانی راه افتاده‌اید تا به تهران بیایید؟ گفت: سه‌شنبه با قطار راه افتادیم، دوباره پرسیدم کی می‌رسید به اهواز؟ گفت: پنج‌شنبه ظهر، یعنی یک راهنما 3 روز را مرخصی بگیرد و از زندگی خود بزند و 16 ساعت درراه است و هزینه ایاب‌وذهاب راه را خود می‌دهد و دوباره 16 ساعت مسیر برگشت را دارد حالا ازاینجا تا تهران چقدر فاصله‌داریم؟ یک‌ساعته ما به تهران می‌رسیم و با کمترین هزینه به تهران می‌آییم و عصر هم در خانه هستیم و آیا می‌توان این را با نمایندگی‌هایی که از آبادان، مشهد، شیراز به تهران می‌آیند قیاس نمود وقتی دقت می‌کنیم می‌بینیم که نمایندگی‌هایی که فاصله زیادی دارند و زحمت زیادی را می‌کشند تا یک نفر به رهایی برسد قدر رهایی را بیشتر می‌داند، هم راهنما و هم رهجو صیقلی می‌شوند و این را می‌گویم که بیدار بشویم پس باید قدر جایی را که هستیم را بدانیم.

 ما برای هر سی‌سی شربت 500 تومان پرداخت می‌کنیم و به‌راحتی به کلینیک می‌رویم و دارو را دریافت می‌کنیم ولی کسی که در آلمان یا هلند و یا کشورهای دیگر هست چطور؟ آیا آنجا هم داروی درمان وجود دارد؟ در آلمان تریاک حداقل 50 یورو است یعنی سه گرم تریاک 700 هزار تومان می‌شود، وقتی کسی این موضوع را بداند دیگر به خود این اجازه نمی‌دهد دیر به جلسه بیاید و یا دارو را سر موقع مصرف نکند، هر چه بگویند انجام می‌دهد چشم می‌گوید و دیگر بهانه من وقت را ندارم را نمی‌آورد، خیلی‌ها هستند که از ما کمک می‌خواهند ولی در کشور آن‌ها داروی درمان نیست، پس قدر این شربت و جایگاه را بدانیم.

کنگره مثل یک گلخانه است گلخانه یک اتمسفری دارد که فضای آن با بیرون متفاوت است برای این متفاوت است که می‌خواهند یک‌چیزی را به‌صورت طبیعی تولید کنند که در بیرون از آن امکان ندارد. در گلخانه فضا را آماده می‌کنند و به‌صورت بوته و یا نشاء و یا حتی بذر پرورش می‌دهند و خیلی آزمایش انجام می‌دهند که آفت به آن نزند و جالب اینجاست که گیاهان بااینکه فضا برای آن‌ها یکی است رشد آن‌ها باهم فرق می‌کند، دمای گلخانه را شخصی که آن را ایجاد کرده تنظیم می‌کند یعنی همان باغبان، در کنگره 60 هم دقیقاً یک همچنین اتمسفری وجود دارد یعنی یک باغبانی وجود دارد که بافکر و اندیشه خود یکجایی را تأسیس کرده که یک سری از انسان‌ها در این فضا قرار بگیرند و رشد کنند و تغییر در آن‌ها به وجود بیاید و در طی گذر زمان بعضی از آن‌ها به تولید برسند، نگهداری این فضا و تعیین این دما توسط جهان‌بینی که در آن نمایندگی وجود دارد تعیین می‌شود یعنی تک‌تک افرادی که در آن نمایندگی وجود دارند که چه فکر می‌کنند، چگونه عمل می‌کنند، چگونه نگاه می‌کنند و چه موقع وارد آن فضا می‌شوند، تمام این‌ها اعم از اسیسنت، مرزبان، راهنما، سفر اول، سفر دوم و همه خدمت‌گزاران دمای این فضا را تعیین می‌کنند حالا اگر حواسمان نباشد قطعاً آفت هم خواهد داشت.

چون آفت قابل‌دیدن نیست ولی وجود دارد، تولید در دست راهنما است و این راهنما است که باید از آمدن آفت جلوگیری کند و خود رهجو هم باید مواظب باشد که دچار آفت نشود، دو کار عمده باعث آفت می‌شود: راهنما بگوید رهجوی من، درصورتی‌که رهجو در دست راهنما مثل یک امانت است و باید این امانت را به کنگره بدهد و اگر غیرازاین حس باشد و احساس مالکیت باشد این حس تبدیل به آفت می‌شود. بنده درگذشته خیلی از این لفظ استفاده می‌کردم و می‌گفتم رهجوی بنده درصورتی‌که رهجوی کنگره است نه رهجوی بنده. دوم اینکه خود رهجو فکر کند که راهنمای او از همه بهتر است و وقتی‌که یک راهنما دوره‌اش تمام می‌شود و لژیون را تحویل می‌دهد رهجوهایش هم دنبالش می‌روند و این تفکر همان آفت است که رهجو فقط راهنمای خودش را قبول دارد درحالی‌که باید همه راهنماها را قبول داشت و به آن‌ها احترام گذاشت قبولی راهنماها در کنگره خیلی بهتر شده ولی باید خیلی بهتر از این باشد یک از کارهایی که بنده رصد می‌کنم این است که نمایندگی که 20 تا راهنما دارد در 16 نفر قبول می‌شوند باید حداقل برای 12 تا راهنما باشد و اگر برای 6 تا راهنما باشد یعنی راهنماهای آنجا باهم در یک سطح نیستند و آموزش‌ها هم در یک سطح نیست و این نشان می‌دهد که آن نمایندگی در چه فضایی است.

لژیون یک بستری است برای رشد خود راهنما یعنی هم آموزش و هم تدریس، همه ما رهجوی کنگره هستیم و در یک ساختار کلی که هیچ مرز جغرافیایی ندارد و همه یکپارچه آموزش می‌گیرند و از یک قانون پیروی می‌کنند و خداوند به تک‌تک ما یک فرصت داده تا خودمان را پیدا کنیم و این پیدا کردن صورت نمی‌گیرد مگر با خدمت کردن به هم نوع و اگر تفکری به غیرازاین باشد ما از جای دیگری سر درمی‌آوریم.

آقای مهندس هم که امر فرمودند که راهنماها هم شروع به نوشتن وادی‌ها کنند، آقای مهندس 14 وادی را صحبت کرده‌اند که در قدیم به‌صورت کاست بود و نزدیک 53 کاست بود و بنده همه آن‌ها و کل سی‌دی‌های 60 درجه را نوشته‌ام و هنوز هم می‌نویسم، در آموزش هیچ فرقی بین افراد نیست برای این‌که روبه‌جلو حرکت کنیم و خود را اصلاح کنیم، فرق بین انسان‌ها در عمل کردن به خواسته‌های معقول و غیرمعقول است، امیدوارم جزء افرادی باشیم که روبه‌جلو حرکت می‌کنیم و دربرداشتن قدم‌ها کوتاهی نکنیم و قدر داشته‌های خود را بدانیم، حالا که به سفر دوم رسیده‌ایم قدر بدانیم اگر کنگره 60 و جناب مهندس نبودند ما سفر دومی‌ها و راهنماها الآن کجا بودیم؟ آیا بودیم؟


بنابراین به این موضوعات فکر کنیم و بدانیم که لژیون یک کارگاه آموزشی است ولا غیر، نه دورهمی است نه یک مهمانی فقط یک کارگاه آموزشی است، در مورد سیگار هم خیلی جدی بگیرید کسی که بعد از 2 ماه وارد لژیون ویلیام وایت می‌شود کیفیت سفرش بهتر می‌شود، شربت OT یک مقدار از تخریب‌های سیگار را جلوگیری می‌کند ولی با کاهش شربت و مصرف سیگار تخریب‌ها خودش را نشان می‌دهد چون به آهستگی این تخریب ایجاد می‌شود انسان متوجه آن نمی‌شود، تخریب سیگار در سفر دوم مانند تخریب هروئین است.

قبل از ورود به لژیون ویلیام وایت سی دی جهان ذهن استاد امین را حتماً گوش کنید و فکر نکنید سیگار خیلی سخت‌تر از مواد است، این‌یک تخریب است و باید جلو آن را بگیریم، این‌یک بستر است که برای ما فراهم‌شده و باید قدر آن را بدانیم چون این کار یک کار عظیم و بزرگ است و نباید آن را کوچک بشماریم و در انتها حال خوش را برای همه شما از خداوند خواستارم و سپاسگزارم که به صحبت‌هایم توجه نمودید.

عکس: مسافر پوریا

تایپ : مسافر سعید، مسافر قاسم

 تنظیم و ارائه گزارش : مسافر سعید و مسافر پوریا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمد رضا فایر من کرجی دوشنبه 1 مهر 1398 08:33
جلسه ای فوق العاده و مفید بود. سپاس
غلامرضا ‌‌‌‌‌‌‌‌از‌‌ لژیون سوم کرج یکشنبه 24 شهریور 1398 22:47
سلام درود بر دیده بان محترم خوش آمد میگویم ورود شما را به شعبه کرج از بیانات اموزنده شما لذت بردم خدا قوت به آقا مهندس حسین دژاکام خسته نباشید به اعضای سایت شعبه کرج مستدام باشید
همسفر کمک راهنما افشار جمعه 22 شهریور 1398 12:33
با سلام و عرض خیر مقدم خدمت جناب آقای حکیمی و سپاس ازایشان بخاطر رهنمودهای خیلی زیبایشان و عرض خدا قوت خدمت خدمتگزاران سایت ...
همسفر کمک راهنما افشار جمعه 22 شهریور 1398 12:32
با سلام و عرض خیر مقدم خدمت جناب آقای حکیمی و سپاس ازایشان بخاطر رهنمودهای خیلی زیبایشان و عرض خدا قوت خدمت خدمتگزاران سایت ...
علی جمعه 22 شهریور 1398 00:25
سلام و احترام دارم به خدمت رسانان سایت شعبه
امروز جلسه عالی بود،خیلی ممنون از زحمات شما
سعید چگینی لژیون۲۶ پنجشنبه 21 شهریور 1398 22:54
خیلی جامع و کامل بود خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: