دلنوشته،از منیت تا خدمت
چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت 19:18 | نوشته ‌شده به دست مسافر علی م | ( نظرات )
بسم الله الرحمن الرحیم


سفرم با منیت آغاز شد اما در حال حاضر تمام زندگی و شادی زندگی ام را از کنگره می دانم .

سلام دوستان محمدرضا هستم یک مسافر از لژیون 8 نمایندگی کرج

می خواستم در مورد نحوه آشنایی،روزهای آغازین ورودم به کنگره و حس وحال امروزم برایتان بنویسم.

از بچگی هر وقت کوچکترین مشکلی برایم پیش می آمد، مادرم قرص، شربت و یا چیزی به من می داد تا مثلا دردم را تسکین بدهد. این رفتارقرص گرایانه همراه من با من بزرگ شد تا روزی که متوجه شدم شدیدا به قرص اعتیاد دارم حتی کار به جایی رسیده بود که انواع قرص شیمیایی هم جوابگوی مشکلات روحی و روانی من نبودند.

یک هفته از ازدواجم نگذشته بود که با تریاک آشنا شدم، اوایل خیلی خوب بود و سرحالم می کرد ولی بعد از مدتی دوباره همه چی به حالت اول بازگشت و مشکلات روحی و روانی بیشتر هم شد. لذا کم کم از تریاک به گل، شیشه، حشیش، انواع قرص های روان گردان و الکل روی آوردم و از چاله به چاه افتادم و روزگارم را بیش از پیش سیاه کرد،دیگر از زندگی خسته شده بودم و دست به خودکشی زدم ولی آن هم نتوانست من را از تاریکی ها نجات دهد.

دوستی داشتم که حدود ده سال بود در کنگره درمان شده بود و هر بار مرا می دید پیام کنگره را به من می داد، تا اینکه بعد از چند سال که او را دیدم گفت : آخرش که چی ؟ گفتم : می خواهم بمیرم چون دیگر خوب شدنی نیستم، گفت : حالا اینجا را هم امتحان کن اگر نشد بعد به پایان زندگی فکر کن!!

با دلسردی و منیت و غرور زیاد که همه چیز را خودم می دانم، روز یکشنبه اول مهر ماه سال 1397(آغاز سال تحصیلی) به همسرم که اکنون همسفرم شده گفتم: خانم اون کت و شلوار و کراواتم را بیاور می خواهم بروم کنگره ببینم اونجا چه خبره؟ گویا هر کسی اونجا رفته آدم حسابی شده، میخواهم بروم و به آنها ثابت کنم که آدم حسابی کیه !! و من نیازی به اینجور جاها ندارم.

خلاصه لباسم را پوشیدم و حسابی نشئه کردم و به شعبه کرج آمدم، موقع ورود مرزبان ها که اون موقع نمی دانستم این فرشته ها کارشان چیست به طرفم آمدند و به گرمی از من استقبال کردند و همینطور تک تک بچه ها که متوجه می شدند تازه وارد هستم با لبخند مرا در آغوش می گرفتند. با خودم گفتم دیدی این ها هم متوجه شدند تو آدم حسابی هستی برای همین تو را اینقدر تحویل می گیرند .

روز اول و معرفی به عنوان تازه وارد و انجام امور ورودی به کنگره مصادف شد با دیدن تابلوی معروف "اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی " کمی در فکر فرو رفتم، جلسه دوم هم به همین ترتیب گذشت، در جلسه سوم به همسرم گفتم امروز پنجشنبه روز خانواده است اگر مایلی باهم به کنگره برویم ؟ همسرم که 23 سال همه جا پا به پای من در زندگی آمده بود، به امید بهبودی اوضاع من همراهم شد. بعد از جلسه سوم می بایست راهنما انتخاب می کردم، در جلسات کمی درخصوص بند عشق و احساس شنیده بودم و بر همین اساس و از روی حس و عشق  راهنمای خوبم حسین آقا را انتخاب کردم. ایشان انسانی مهربان هستند. در هفته دوم بنا بر آموزش ها به اصطلاح سرم را با سر راهنما عوض کردم چون حالا دیگر فهمیده بودم اول باید لیوان یادگیری ام را خالی کنم تا بتوانم آنرا با آموزش های ناب کنگره پر کنم. از هفته سوم پیراهن سفید پوشیدم و بعد از شروع پله دوم درمانی سراپا سفیدپوش شده بودم و تمام سعی  خود را برای سفر منظم و جدی به کار گرفتم که حتی وقتی یکی از دیده بانان محترم به شعبه آمده بود پرسیدند شما مرزبان هستید ؟ گفتم خیر. گفتند پس مرزبان قدیم بودید؟ عرض کردم خیر. ایشان با لبخندی مهربان گفتند پس حتما در آینده مرزبان خواهی شد چون شواهد امر اینطور نشان می دهد. این کلام انگیزه مرا چند برابر کرد به طوریکه سفر های مواد و نیکوتین را با هم و با موفقیت به اتمام رساندم، البته درمدت ده ماه و پانزده روز همیشه سعی می کردم هر خدمتی می توانم انجام دهم هر چند کوچک باشد.

الان که با همسفرم وارد سفر دوم شده ایم، هر دو خدمتگزار هستیم و بهمراه فرزاندانمان خیلی خوشحالیم و با وجود مشکلات با توکل بیشتر به خداوند مهربان و با انرژی مضاعف زندگی را ادامه می دهیم .

در پایان ابتدا از بنیان کنگره جناب آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان و راهنمای عزیزم حسین آقا وراهنمای همسفرم خانم اکرم و تمامی عزیزانی که در طول سفر تنهایمان نگذاشتند کمال تشکر و قدردانی را دارم .

به امید روزی که کنگره60 جهانی بشود و پیام سلامتی را به دنیا ارسال کند .

تا باد چنین بادا


 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سعید 24 چهارشنبه 15 آبان 1398 18:58
خداراشاکرم که مهندس معتادشود تاما معتادان رادر اغوش بگیرد
مسافرمهدی لژیون۸ شنبه 11 آبان 1398 16:55
سلام محمدرضا جان،دلنوشته عالی،واقعا دلی بود لذت بردم،باارزوی بهترینها برای شما وخانواده محترمتان،انشالله همواره موفق وسلامت باشی.
سعید جمعه 10 آبان 1398 13:32
سلام,خداقوت
متشکرم بابت زحمات ومحبتهای بی منتتان
مسافر علی لژیون دوم از کاسپین قزوین پنجشنبه 9 آبان 1398 16:14
خیلی خیلی دل نوشته عالی بود بهتون تبریک میگم اقا محمد رضا و امیدوارم که همیشه در کنگره باشید و آموزش بگیرید و خداقوت به تمامی خدمت گزاران نمایندگی کرج
علیرضا دشتی بوشهر پنجشنبه 9 آبان 1398 14:28
با آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما و همسفر گرامیتان دل نوشته زیبایی بود.
مسافر شهاب پنجشنبه 9 آبان 1398 13:06
محمد جان انشاالله مرزبانیت..دوستت دارم همیشه سلامت باشید.
قاسم نوبری یکشنبه 5 آبان 1398 21:54
سلام اقامحمدرضاخیلی خوب بودلذت بردم جایگاه بالاترببینمت اقامحمدعزیز...
یاسر شنبه 4 آبان 1398 23:17
خداقوت خدمتگذار
عباس لزیون 15 کرج شنبه 4 آبان 1398 16:40
سلام
محمد رضای عزیز لذت بردم
تولایق بهترینها هستی
حسین قره داغی شنبه 4 آبان 1398 16:14
چشمه ها و رودهای خروشان همگی به دریا و بحر میریزند.محمدرضا جان از اینکه خوشحال و سلامت هستی خوشحالم.از اینکه کشتی زیبای زندگیت رو سالم به دریای آرامش هدایت کردی خوشحالم.دلنوشته ات عالی بود وچقدر به من انرژی داد.به امید کمک راهنمایی و روزهای شیرینتر برای شما و خانواده گرامیتون
مسافر محمد رضا فایر من کرجی شنبه 4 آبان 1398 12:11
خدمتگزاران گل و دوست داشتنی سایت عاشقتونم
غلامرضا ‌‌‌‌‌‌‌‌از‌‌ لژیون سوم کرج جمعه 3 آبان 1398 16:02
سلام آقا محمد رضا بسیار عالی بود لذت بردم موفق باشی خسته نباشید به اعضای سایت شعبه کرج خداقوت به آقا مهندس حسین دژاکام و خانواده کنگره 60 پاینده باشید
مسافر علی از سایت جمعه 3 آبان 1398 15:30
محمدرضا ممنونم ازت بخاطر دلنوشته زیبات واقعا احساس قشنگی تو دلنوشتت بود و مثل همیشه پر از انرژی عالی هستی و من ازت بسیار زیاد انرژی می گیرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو