مصاحبه با کمک راهنمای مسافر آقای حسین غفوری
سه شنبه 10 شهریور 1394 ساعت 12:31 | نوشته ‌شده به دست همسفر بهاره | ( نظرات )
عشق از نظر من خدمت به خلق کردن است ،به هم نوع خودت خدمت کردن در هر جایگاهی که باشیم.

 (به نامت ای بهترین بر من )

مصاحبه ی خود را با مسافر محترم آقای حسین غفوری راهنمای محترم کنگره 60  شعبه کرج اینگونه آغاز کردم:

با سلام و خدا قوت خدمت شما

ـ دوست دارم به گذشته گذری بیاندازیم از حس و حال خودتان بگویید زمانی که تازه وارد کنگره شده بودید؟

حس و حال و خاطرات روزهای اول خیلی زیاد هستند ،ولی در کل چون حس باز نبودفقط فهمیده بودم روش DST از نظر عقلانی درست است ،یعنی همان گونه که سالیان سال درگیر شده بودم باید مواد را آرام آرام  کم میکردم تا به قطع مصرف برسم راه را پذیرفتم و شروع کردم به سفر و در ادامه با حضورم در کنگره اتفاقاتی در من افتاد شاید خیلی زمان برد تا حسم تبدیل به حس امروز بشودولی همان دوران حضور در کنگره برایم خوشایند بود در ابتدای ورودم حسم فقط این بود که درمان بشوم آن زمان به اسم ترک وارد کنگره شدم و بعد فهمیدم درمان اتفاق می افتد.

ـ آیا فکر میکردید با ورود به کنگره روزی به این نقطه اکنون برسید؟

نه

ـ الان که گذری به گذشته می اندازید چه حسی دارید از آن انسانی که بودید با خوصیات گذشته تان به این انسان با خصوصیات امروزی خود تبدیل شده اید؟

فکر که نمی کردم چون خیلی از بچه ها هم اگر از آنها بپرسید می گویند اول که آمدیم گفتیم قطع مواد شویم و برویم دنبال زندگی خودمان یک زندگی بدون وابستگی به مواد را شروع کنیم ،حداقل آن تخریب ها را یواش یواش پوشش بدهیم ولی بعداَ که می آییم و آموزش میگیریم و جایگاه های جدید را حس میکنیم، بودن است. فقط حضور داشتن باعث شد خیلی از درهای مختلف به رویم باز شود بسیاری از سختیهای اجتماعی و مالی را تجربه کردم ،ولی پیشکسوتان میگفتند اگر بمانی جایگاه های خوبی را تجربه میکنی این باعث ماندنم شد.و امروز که نگاه میکنم به عقب خیلی داشته دارد، بزرگترین داشته آن این است که حداقل سرم را بالا می گیرم به هم نوع خودم خدمت کردم البته به خاطر خودم بوده و در زندگی شخصیم بزرگترین نعمت خداوند این است که زیر یک سقف هم زبان هستیم ، هم زبانی با همسفرم و دخترم  و اصلاَ نمی توانم روی این نعمت خداوند رقم یا اندازه ای بگذارم  این جایگاه خیلی قشنگی است به خاطر همین پایان پیدا نمیکند.

ـ الان که بیرون از  مجموعه کنگره رفته اید و دوره خدمت تان را به پایان رسانده اید چه حسی دارید؟

بیرون رفتن از این مجموعه خواسته ام این بود جا  باز شود برای کسانی که میخواهند خدمت کنند تا این حس و حال را تجربه کنند، ولی قطعاَ یک راهی دیگر هر کجا باشد درمسیر خدمت به هم نوع خودم شروع خواهم کرد.

ـ وقتی در سفر اول رها شدید بعد از تجربه شور و رسیدن به شعور برای من هم اتفاق افتاد ،چه چیزی باعث ماندگاریتان در کنگره شد؟

فقط چشم گفتم به راهنما ، وقتی رها میشویم تا چند ماه روی هوا هستیم تا بعد تبدیل به شعور بشود با آگاهی که بدست می آوریم .اوایل این حس را نداشتم و فاصله میگرفتم وقتی راهنمایم سراغم را میگرفت  قطعاَ گفتم چشم  سفر اولم تمام شد.

 حتماَ آقا عباس راهنمای عزیزم چیزی در وجودم می دیدند که طوری رفتار میکردند که در کنگره حضور داشته باشم. این چشم گفتن ها و اجرا کردن باعث ماندن شد خیلی سخت بود اوایل می گفتم چشم و وقتی بیرون از کنگره بودم و مشکلات مالی و اقتصادی پیش می آمد . زمانی که کنگره می آمدم  عصر کار بودم باید بین کار و سفر ، سلامتی  یکی را انتخاب میکردم ،و من سلامتی را انتخاب کردم ،شغلم کنار رفت و بیکار شدم .

امروز به جرات می گویم آن چیزی که جناب مهندس می گویند وعده خداوند هیچ وقت دروغ نبوده و نیست این اتفاق در زندگی من اتفاق افتاد ولی خیلی سخت گذشت ، اول استخوانهایم را خرد کرد و دوباره مرا ساخت و کمکم کرد.

ـ عشق را تعریف کنید و به ما بگوید چگونه آن را بدست آوردید و لمس کردید؟

عشق از نظر من خدمت به خلق کردن است ،به هم نوع خودت خدمت کردن در هر جایگاهی که باشیم دیشب در برنامه مستند نگاه میکردم پرفسورسمیعی جراح مغز و اعصاب ،ساختمانی را بنا کردند بنام مرکز تخصصی مغز در آلمان ،در ایران هم بیمارستانی در حال ساخت دارند از  انگیزه ایشان سوال کردند گفتند : که درخدمت هم نوع خود هستم تا بتوانم بیماری که تومور مغزی دارد را نجات بدهم برایم بزرگترین نعمت خداوند است .

این جا هم این اتفاق می افتد و من به خودم بالیدم یک انسان را با تخریب بالا که دیگر خانواده را نسبت به موادش کمرنگ میبیند را همراهی کردم ،تا خودش را پیدا کند .خیلی ها خاطرات مرا می دانند زمانی که همسرم برای زایمان در بیمارستان بود من او را به حال خودش رها کردم ، دنبال مصرف موادم رفتم تا سه سال بزرگ شدن دخترم بیتا را  اصلا ندیدم ،ولی با این حال چه اتفاقی می افتد که انسان ها تا این اندازه می توانند تغییر کنند .

حس خوب خدمت کردن اول به خودم و بعد به هم نوع باعث شد که ماندگار شوم و امروز جایگاه خوبی را تجربه کنم.امروز حداقا بعد رفتنم میگویم یک نفر یک جایی کمکم کرد دستم را گرفت و من هم دست هم نوعم را گرفتم و این حس خیلی قشنگی است . نشان دهنده ی خلاصه بودن من است و این واقعاَ عشق ،محبت  هر حس زیبایی بگوید درعمل خدمت هست.الان هم با خودم تمرین و تکرار  میکنم شیرینی خدمت را با پوست و استخوانم بیشتر لمس کنم و در مسیری که قرار گرفتم روز به روز بیشتر روی خودم کار میکنم ،بیشتر شناخت پیدا میکنم امکان ندارد از لحاظ مالی بمانم دیگر برایم حل شده با همان داشته هایم بیشترین لذت را میبرم و برایم لذت بخش است.

ـ آقای حسین غفوری در این مسیری که تمام این سالها مراحل و جایگاهای مختلفی را درکنگره تجربه کرده اید چه گنج یا صفتی را داشته اید و آن را گم کرده بودید و  امروز بدست آوردید و درون خوداحساس خوب نسبت به خودپیدا کردید ؟

بزرگترین آن بخشندگی است که در درونم بود و به یک جایگاهی رسیده بودم که نمی توانستم ببخشم و دور خود حصار بسته بودم و فاصله داشتم از هوشیاری و روی این مسئله کار میکنم و زمان میبرد ولی خیلی  موفق شدم خیلی از آن حال و موقعیت های قبلی دور شدم قبلاَ خیلی راحت درگیر تهمت ،غیبت ، دروغ میشدم نمیدانستم چه تخریبی دارد ،من خیلی عذاب میکشیدم که مواد مصرف میکردم و در میان  مصرف کننده سیگار مصرف میکردم خجالت می کشیدم و این اتفاق افتاد و تمام آنها کنار رفت و الان روی هوشیاری کار میکنم و در لحظه زندگی کردن را تمرین میکنم و این بسیار لذت بخش است صفات دیگری هم در من بوده که تغییر کرده ولی برایم بخشنده بودن  مهم تر بود و امروز می توانم ببخشم خیلی راحت است اوایل سخت بودو امروز برایم راحت شده است.

ـ پیام آخر هر چیزی که دلتان میخواهد یا حرف ناگفته مانده بگویید سر تا پا گوش هستم؟

من همیشه از خداوند خواستم بچه هایی که گم کرده راه هستند توی مسیر قرار بگیرند .

دلم میخواهد آنهایی که وارد کنگره میشوند و سه جلسه مشاوره را طی میکنند خداوند قدرتی بدهد که بمانند و بزرگترین آرزویم از خداوند این است که در هر جایگاه و لباسی هستم بتوانم خدمت به هم نوع خود بکنم این بعنوان پیام آخر است و همه ی شما را دوست دارم و خدمت واقعاَ لذت بخش است .

 

 

(مصاحبه کننده):

از جناب آقای حسین  غفوری که در مقام استادی من هستند بسیار از ایشان آموختم سپاسگذارم .در لحظات گرفتن مصاحبه بارها و بارها چشمهای ایشان تر شد و من نیز هم ،نمی دانم چطور حسم را در کلام و لفاظ بگنجانم ،ولی تلاطم احساسم مرا به این مهم رساند که چقدر وجود ایشان سرشار از عشق و آگاهی شده است و بندی که قلبشان را به خداوند وصل نموده همان خدمت به خلق خداوند می باشد را بزرگ می شمارند ،که امروز آرزویشان بودن در جایگاه خدمت است .

در کلام آخر دلم میخواهد بگویم، تنها یک نیرو هست که قدرت واقعی دارد و آن نیروی محبت است، آدمی که عشق می ورزد دنبال قدرت نمی رود او خود صاحب قدرت است .

 

 

با تشکر و سپاس فراوان از مسافر بزرگوار آقای عباس که مرا در نوشتن  و گرد آوری این مصاحبه یاری کردند.

همسفر بهاره 

 

        

 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حمید رمضانی چهارشنبه 18 شهریور 1394 19:43
سلام خانم بهاره، مصاحبه عالی انجام دادین، اقای حسین غفوری واقعا از مردان نیك و بزرگ روزگار و كنگره هستند كه بنده افتخار شاگردیشان را داشته ام.
مرتضی رهجوی اقا تیمور جمعه 13 شهریور 1394 22:34
سلام خیلی عالی بود.درکنگره کرج اقای غفوری وخانم نرگس بدون شک اسطوره های این نهاد هستند. برایتان ازخداوندبهترینهاراخواهانم.
مهدی باقری جمعه 13 شهریور 1394 17:20
آقای غفوری بابت تلاشها و زحماتتون تو شعبه کرج ازتون ممنونم واز خدا میخوام به اونچه که مد نظرتون هستش برسید
علی پنجشنبه 12 شهریور 1394 08:19
سلام .خیلی زیبا و احساسی بود .من از اول حضور در کنگره نسبت به حسین اقا احساس خوبی داشتم براش ارزوی موفقیت دارم.ولی دلم براش تنگ میشه .خدا قوت دلاور
امیر کفافی چهارشنبه 11 شهریور 1394 17:37
حسین عزیزم
تو برای مجموعه شعبه کرج یادآور عشق و انرژی هستی. امیدوارم ثانیه های‌ زندگیت مملو از عشق و انرژی باشد.
رضا شعبانی چهارشنبه 11 شهریور 1394 08:55
با سلام و خداقوت خدمت همسفر بهاره.گزارش زیبا و بجایی بود.به آقای حسین غفوری هم تبریک میگم.امیدوارم در کنار خانواده،در آرامش و سلامتی زندگی کنید.
مهدی عسگری چهارشنبه 11 شهریور 1394 00:16
جناب آقای غفوری خدا قوت.
خانم بهاره خسته نباشید.
سمانه همسفر مرتضی سه شنبه 10 شهریور 1394 19:42
سلام
ممنون از اقای غفوری برای حضور پر انرژیشان در کنگره
خدا قوت بهاره جان
همسفرفریبا سه شنبه 10 شهریور 1394 17:48
سلام .خداقوت خدمت آقایه غفوری وخانم بهاره مصاحبه زیباودلنشینی بود.بازهم خداقوت به آقایه غفوری که برایه شعبه کرج افتخاربزرگی هستند.
شیدا سه شنبه 10 شهریور 1394 17:08
بهاره جان بسیارممنون و سپاس گزارم .
ازجناب استادغفوری عزیز ممنونم .
حسین طاهری سه شنبه 10 شهریور 1394 14:25
استاد غفوری دوست داشتنی بهترین ها را براتون آرزومندم
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات