دلنوشته
یکشنبه 5 مرداد 1399 ساعت 22:00 | نوشته ‌شده به دست مسافر رضا .ا. | ( نظرات )
بسم‌الله الرحمن الرحیم

 دلنوشته زیبای "مسافر حسین" رهجوی کمک راهنمای محترم مسافر آقای حسین چاقمی از لژیون 18 نمایندگی کرج  ارائه می گردد.
کنگره 60 برخلاف تفکرات من در همان اوایل ورودم مرا به یک شخصیت دیگری تبدیل کرد ...


سلام دوستان حسین هستم یک مسافر  

در منجلاب گل آلود زندگی گیر کرده بودم وهر چه دست وپا میزدم از این منجلاب در نمی آمدم؛ تا اینکه که نوری از آن دور برایم سو سو زد ودستش را به سویم دراز کرد و مرا نجات داد و آن دست دستی نبود جز کنگره ۶۰ . 

در زندگی گذشته خود به تمام خواسته هایم رسیده بودم بعد از اینکه خدمت سربازی را تمام کردم به شغلی پدرم که از کودکی به آن مشغول بودم وحرفه اش را داشتم مشغول شدم ، بعد از آن همسری که مورد علاقه ام بود را به همسری انتخاب کردم. در آن زمان که زندگی می کردم همه فامیل وآشنایان مرا به خوب زندگی کردن مثال می زدند.به واسطه ی یکی از همکاران با تریاک آشنا شدم ،اوایل بعد از مصرف آن به حالتی رسیدم که گویا زندگی مرفه ام را کاملتر می کرد. من از خوشی زیاد مواد را انتخاب کردم. برعکس خیلی ها که از دربه دری به مواد روی آورده اند .لذت مواد اینقدر برایم شیرین نشسته بود که افکارم را درگیر خودش کرد و آن شیطان ویرانگر را به من نزدیک و نزدیکتر کرد تا باعث از دست دادن شغلی که داشتم شد. به جایی رسید که از عرش به فرش افتادم ،دیگر تریاک نمی توانست مرا به آن اوج لذت ببرد. با مواد محرک شیشه آشنا شدم تا بتوانم به آن لذتهای اولین بار مصرف برسم غافل از اینکه به باتلاقی فرو میرفتم که هر چه دست وپا میزدم پایینتر وپایینتر میرفتم.

به جایی رسید که حتی هیچ درآمدی نداشتم و محتاج یک لقمه نان شدم . تمام اعتبارم تمام احترامی که داشتم همه از بین رفت. من که همیشه الگوی همه بودم هیچ کس سراغم را نمیگرفت، همه رابطه ها قطع شد، فقط من مانده بودم ومواد مصرفی روزانه که نمی دانستم چگونه باید آن را فراهم کنم. برای تهیه کردن مواد، دست به هر کاری می زدم چند باری که نتوانستم مواد تهیه کنم سقوط آزاد داشتم .اما به محض تهیه کردن مواد دوباره مصرف می کردم واین سقوط بارها وبارها تکرار شد تا به هیچ رسیدم .پدرم یک کیسه خالی را در یک گوشه از حیاط آویزان کرده بود ومی گفت با این راهی که تو پیش گرفتی روزی را میبینم که تو با این کیسه،  زباله ها را در خیابان جمع خواهی کرد. دیگر از این همه حقارت خسته شده بودم خودم هم از خودم متنفر بودم همیشه جایم در خلوتهایی بود که کسی درآنجا نبود می خواستم تنها باشم. به جایی رسیده بودم که خودم هم به خودم نمی توانستم کمک کنم. اما خداوند هیچوقت بنده هایش را تنها نمی گذارد. به این جمله ایمان دارم، لذا من را با جایی آشنا کرد که خودم هم هیچوقت انتظارش را نداشتم .حتی در افکارم هم نمی گنجید. با کنگره60 آشنا شدم چون دیگر جایی نداشتم اما کنگره برخلاف تفکرات من در همان اوایل ورودم مرا به یک شخصیت دیگری تبدیل کرد که حتی در خواب هم نمی دیدم .هر چه جلوتر میروم تمام افکارم یکی یکی مثبت می شود اطرافیانم به من نزدیکتر شدند واحساس می کنم به آن زمان قدیم که جایگاه خوبی داشتم روز به روز نزدیکتر می شوم.

جایی که دلتنگش هستم، حسینی که خودم هم دلتنگش شده بودم. آری این کنگره60 بود که مرا با آغوش باز تحویل گرفت واز بیراهه هایی که خودم برای خودم ساخته بودم به سمت صراط مستقیم هدایت کرد.

 در آخر سپاسگزارم از  خداوند بزرگ که دستان مرا در دستان کنگره گذاشت تا فرصتی دوباره باشد برای درست زندگی کردن در کنار خانواده ام و امیدوارم به پاس این همه لطف ومحبت که از کنگره دریافت کرده ام بتوانم در راستای اهداف کنگره قدم بگذارم وشخص لایق وخدمتگذاری مفید برای کنگره60 باشم .

از اینکه دلنوشته بنده را مطالعه نمودید از سپاسگزارم.

مسافر حسین لژیون18 – نمایندگی کرج



هنر خطاطی : مسافر حسین(نویسنده دلنوشته)

نگارش، تنظیم و ارائه گزارش : مسافر رضا


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
اسلام لژیون 14 سه شنبه 14 مرداد 1399 20:48
حسین درو د بر شما
عالی بود
کنگره شصت نوریست در دل تاریکی
امیدوارم که روز به روز بهتر و عالیتر شوی
مسافر رضا لژیون۱۸ جمعه 10 مرداد 1399 10:02
خدا قوت خسته نباشید به دوستانم در سایت
بسیار دل نوشته جالبی بود
لذت بردم
نقی رهجواقارضاکاسپین سه شنبه 7 مرداد 1399 10:11
دل نوشته بسیارزیبایی بودخداقوت حسین اقامستدام باشیدعالی
علی عفتی سه شنبه 7 مرداد 1399 00:09
بسیار عالی و زیبا بود حسین آقا لذت بردم از مطالب و دل نوشته زیباتون انشاله که در مسیر مستقیم همواره قدم بردارید
خداقوت خدمت عزیزان خدمتگذار سایت
علی جیحانی دوشنبه 6 مرداد 1399 23:09
سلام
حسین جان چه زیبا و دلنشین نوشتی اری این سر گذشته همه ما بوده و خداوند رو شاکر هستیم که ما ها رو با کنگره اشنا کرد و اقای مهندس چنین مرد بزرگی رو سر راه ما قرار داد درود و صلوات خداوند و فرشتگانش بر اقای مهندس حسین دژاکام
محمد یعقوبی دوشنبه 6 مرداد 1399 17:01
درود بر شما حسین جان از دلنوشته وخط زیباتون خیلی لذت بردم
پاینده باشی
حسین چاقمی دوشنبه 6 مرداد 1399 14:16
حسین عزیز بسیار زیبا وهنرمندی با ارزوی بهترینها وبه امید رهایی وخدمتگذاری در کنگره

وتشکر از بچه های سایت خدا قوت
دوشنبه 6 مرداد 1399 11:31
درود بر شما حسین جان.از دلنوشته و خط زیباتون بسیار لذت بردم
پاینده باشی
خانم ترانه لژیون 7 دوشنبه 6 مرداد 1399 10:14
باعرض سلام وخداقوت به خدمتگذاران در سایت وهمچنین مسافر عزیزم آقاحسین که هر روز پرتلاش تر از دیروز به راه خودشون ادامه میدهد واز آقای چاقمی کمک راهنمای مسافرم کمال تشکر را دارم .
علی لژیون 25 دوشنبه 6 مرداد 1399 10:02
سلام و خداقوت
خیلی انرژی گرفتم، زنده باشید
ترانه لژیون 7 دوشنبه 6 مرداد 1399 00:28
باعرض سلام وخسته نباشید خدمت خدمتگذاران در سایت .به مسافر عزیز وپرتلاشم آقاحسین خداقوت میگم واز آقای چاقمی راهنمای گرانقدر مسافرم کمال تشکر رادارم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات