دلنوشته
چهارشنبه 29 مرداد 1399 ساعت 14:05 | نوشته ‌شده به دست مسافر رضا .ا. | ( نظرات )
بسم‌الله الرحمن الرحیم

 دلنوشته زیبای "مسافر محترم محمدرضا" رهجوی کمک راهنمای محترم مسافر آقای حبیب محبتیان از لژیون بیست و سوم نمایندگی کرج در تاریخ بیست و نهم مرداد ماه 1399 ارائه می گردد.

هرگز نباید فراموش کنم که قبلا کجا بودم و الآن کجا هستم...

سلام دوستان محمدرضا هستم یک مسافر 

 گذشته و حال خراب :

داستان زندگی من از آن جائی شروع شد که حال خیلی خرابی داشتم، همه چیز به هم ریخته بود و مشکلات و اتفاق های بد، پشت سر هم به زندگی ام سرازیر می شد. مشکلاتی که در واقع خودم با مصرف مواد مخدر به وجود آورده بودم، کارهای فکر نشده ای که انجام می دادم روز به روز حالم را بدتر می کرد. مصرف روز به روز بیشتر می شد و این حالم را خراب و خراب تر می کرد.

الان که این ها را می نویسم، می فهمم که خدا خیلی بنده را دوست داشت که با کنگره 60 آشنایم کرد و حس می کنم می دانم که چرا این کار را کرد، چرا که با چشم های گریان از خداوند خواستم که نجاتم بدهد، یعنی اولا خواسته داشتم و دوم این که شاید چیزهائی در وجودم بود و یا کارهایی کرده بودم که سزاوار این اتفاق بودم. خدایا شکرت ...

شکر نعمت نعمتت افزون کند             کفر نعمت از کفت بیرون کند

آشنائی با کنگره 60 و آغاز سفر اول:

ابتدا فقط برای ترک کردن مواد مخدر به کنگره 60 آمده بودم ولی بعدا با واژه درمان اعتیاد آشنا شدم. کلمه اعتیاد را به زبان آوردم، کلمه ای که از آن خیلی می ترسیدم و هیچ وقت قبول نمی کردم که ممکن است من هم روزی گرفتار شوم. شاید یکی از دلایل برای انتخاب کنگره 60 این بود که از واژه معتاد استفاده نمی کرد. مسافر... چه کلمه زیبائی...از همان اول با این کلمه انس گرفتم و حالم را بهتر می کرد. سفرم را شروع کردم... سفری از ظلمت به نور، از نادانی به دانائی، از حقارت به سرفرازی، از ترس به شجاعت، از کفر به ایمان، از قهر به مهر و نهایتا از نفرت به طرف عشق. روزهای اول سفر از این جملات چیز زیادی نمی فهمیدم، یا در حال چرت بودم و یا نشستن در جلسه برایم سخت بود. البته ناگفته نماند که اکنون هم در حد فهم خودم متوجه می شوم. با گذر زمان پیوندی بین کنگره و من ایجاد شد... یک پیوند محبت...پیوندی که شروع آن با افرادی دیگر بود... خدمتگذاران کنگره 60... آن ها آن قدر بدون توقع و چشم داشت محبت می کردند که بنده هم یاد گرفتم و به قول آقای مهندس دژاکام عزیزتر از جانم، من نیز دارای محبت شدم تا بتوانم آن را نثار دیگران کنم.

آنچه باور است محبت است و آن چه نیست ظروف تهی است. 

رهائی:

فردا صبح برای دریافت دستور قطع مصرف شربت اوپیوم تینچر به تهران می رویم. از شوق دیدار جناب آقای مهندس و فرمان قطع مصرف حال عجیبی دارم، حالی که به راستی نمی توانم بیانش کنم. به درون خودم می روم... آن محمدی که چند ماه پیش با آن افکار منفی، تازه وارد کنگره 60 شده بود، کجاست؟ خدا را شکر که دیگر نیست... اما هرگز نباید فراموش کنم که قبلا کجا بودم و الآن کجا هستم. همه این ها را مدیون کمک راهنمای عزیزم آقای حبیب محبتیان هستم . در چند ماه گذشته چه فراز و نشیب هائی را پشت سر گذاشتم، اما ارزشش را داشت. انگار محمد دیگری متولد شده است ، به خودم افتخار می کنم. دیگر اطرافیانم در کنار من احساس آرامش می کنند. الآن حواسم به پدر مریضم و خانواده ام هست... چه قدر باورهایم عوض شده اند. اصلا بگذار ببینم در این مدت  چه داده ام و چه گرفته ام؟

کینه دادم و محبت گرفتم و چه رفتارهای بدی که خوب شدند. الآن به این فکر می کنم که چرا واقعا از همه بدم می آمد؟ اصلا دیگر مصرف مواد مخدر را به یاد نمی آورم. الآن ورزش می کنم و حال بهتری دارم. قبلا فکر می کردم آدم شجاعی هستم، ولی حتی از گفتن حقیقت هم می ترسیدم، اما خدا را شکر الآن این گونه نیستم . چه قدر در صراط مستقیم بودن راحت تر است.

و این داستان در سفر دوم ادامه دارد...

از اینکه دلنوشته بنده را مطالعه نمودید از همگی شما سپاسگزارم.

مسافر محمدرضا لژیون 23 – نمایندگی کرج



نگارش: مسافر هادی

تنظیم و ارائه گزارش: مسافر رضا


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرزهرا جمعه 7 شهریور 1399 15:16
باسلام خداقوت مسافرمحمدرضا خداروشکرکه به حال خوش رسیدین بهترینمها نصیب دلتان باد دلنوشته تان بسیارعالی بود
اسلام دوشنبه 3 شهریور 1399 16:57
خیلی عالی محمدرضا
بعداز آشنایی با کنگره شصت آن روی سکه زندگی خودش رو نشون میده
میوفتی وسط حال خوب و خوش
شنبه 1 شهریور 1399 15:55
سلام محمدرضای عزیز.امیدوارم درتمام مراحل زندگیت موفق وپیروزباشی،لذت بردم ،عالی بود
رحمان شنبه 1 شهریور 1399 13:07
خدا قوت اقا محمد رضا عالی بود
مهدی.مرزبان نمایندگی کرج شنبه 1 شهریور 1399 12:27
با سلام و خداقوت خدمت همه عزیزان زحمتکش نمایندگی کرج به خصوص عزیزان فعال در سایت.محمدرضا عزیز رهاییت مبارک باشد و مستدام.از دل نوشته زیبایت لذت بردم عالی بود.
مسافر یوسف 23 کرج پنجشنبه 30 مرداد 1399 15:10
با سلام و خسته نباشید خدمت همه خدمتگذاران کنگره 60 محمد رضای عزیز رهاییت مبارک تا باد چنین بادا
محمدرضا لژیون ۲۳ چهارشنبه 29 مرداد 1399 15:33
سلام خواستم از آقا رضا برای همه چی تشکر کنم انشالله روز به روز در بهترین جایگاهها ببینمت
مسافر رضا از سایت چهارشنبه 29 مرداد 1399 15:21
با سلام و خداقوت.محمدرضای عزیز لذت بردم عالی بود.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic