آیا قوانین الهی در زندگی من جریان دارد؟(لژیون خانم اکرم هاشمی)
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 ساعت 18:57 | نوشته ‌شده به دست همسفر مژگان | ( نظرات )
"بنام حق"

با رعایت قوانین آرامش و آسایش را برای خودم و همه انسانها به وجود بیاورم.


همسفر سونیا
من قبل از گنگره کمابیش قوانین الهی را زیر پا گذاشته بودم و راحت دروغ میگفتم .غیبت پشت غیبت . از همه بدتر هرشخصی را قضاوت میکردم، هیچ وقت ارامش نداشتم ولی حالا مطمعنم ارامش درونی که دارم بخاطر کنار گذاشتن کارهای ضد ارزشی رعایت کردن قوانین الهی است .

همسفر معصومه
قوانین الهی در زندگی من از وقتی وارد کنگره شدم بیشتر شده است.خدا رو شکر میکنم که حسادت ، بخل وکینه را کنار گذاشتم وبه آرامش رسیدم .خدارو شکر که با کم کردن وکنارگذاشتن ضد ارزشهام ، اعتماد به نفسم بالاتر رفت .با آرامش بیشتر با فرزندانم صحبت میکنم وبه آنها نیز راه درست زندگی کردن را میاموزم .من چند سال قبل خیلی غیبت میکردم ولی بعد از مدتی به خودم اومدم واز اینکار احساس بدی پیدا میکردم وباعث عذابم میشد.وقتی غیبت میکردم، خوابهای پریشان میدیدم ودچار سردرد میشدم ودائم میترسیدم وراجع به دیگران قضاوت میکردم خلاصه برای خودم ، جهنم درست کرده بودم.اما غیبت را کم کم کنار گذاشتم وباعث شد تا آرامش بگیرم واطرافیان بیشتر به من اعتماد کنند.
سلام مجدد.وقتی ما به طرف ارزشها میرویم نباید توقع داشته باشیم که همه چیز یکدفعه درست شود ومعجزه رخ دهد .به نظر من همینکه به آرامش برسیم ودرست زندگی کنیم، این بهترین معجزه است.خدایا شکر که به من اختیار دادی تا با تفکر راه درست را پیدا کنم.

همسفر فاطمه
موضوع مشارکت ایا قوانین الهی در زندگی من جریان دارد؟بله که دارد من ریا نباشد نه اهل غیبتم و نه تهمت ویاضد ارزشهای دیگر ولی از وقتی که به کنگره امدم متوجه شدم چه ضد ارزشی از این بالاتر که من برا خودم هیچ ارزشی قاعل نبودم همش سعی میکردم دیگران را از خودم راضی نگه دارم به خاطر همین خیلی خودمو اذیت کردم یا منتظر بودم جبران کنن ویا خسته از این همه انرژی که میگذاشتم ولی به لطف خان اکرم متوجه شدم خودمو دوست داشته باشم ودر حد توانم برای دیگران کاری انجام بدم امیدوارم بیشتر روی خودم کار کنم وادم قوی باشم ارزوم اینه.

همسفر شکوفه
قوانین الهی میگوید از ضد ارزشها فاصله بگیر  ا ونها رو کنار بذار و در مسیر ارزشها و صراط مستقیم قرار بگیر.
قوانین الهی رو کم و بیش توی زندگی من جریان دارن. حالا بعضیهاشون کمتر بعضیها بیشتر.مثلا من زیاد اهل غیبت کردن نیستم یا حداقل هیچوقت شروع کننده ی غیبت نبودم ولی شنونده بودم الان سعی میکنم حتی اجازه ندم پیشم غیبت کنن چون خواه ناخواه  روی آدم تاثیر میذاره .ولی خیلی اوقات عجولانه قضاوت میکردم که الان خیلی دارم سعی میکنم که اینکارو نکنم.دو تا موضوع دیگه ام هست که زیاد نتونستم کنترلشون کنم .یه مدت کنترل میکنم ولی دوباره بر میگردم روی پله ی اول .اونم اینه که 1-توی کارای مسافرم تجسس نکنم 2-بهش اعتماد کنم.
امیدوارم بتونم این دو موردو رفع کنم.

همسفر شمسی
بله قوانین الهی در زندگیم جریان دارد .اما در کنارش ضد ارزشهای زیادی هم وجود دارد مثلآ وقتی یکی حرفی را یواش دره گوش دیگری میگه میخوام ببینم چی گفتم یا اینکه به بچه ها تلفن میشه دوست دارم بدونم کی بود .در صورتی که ربطی به من نداره و خیلی چیزهای دیگه.وقتی یه کاری را بدون فکر انجام میدم و اشتباه است مدتها فکرم درگیر است کاش میشد بعضی از اشتباهها را با پاکن پاک کرد و هیچ اثری از انها نمی ماند .سعی میکنم با اموزش گرفتن به کمک استاد عزیزم به ارامش نسبی برسم .

همسفر حسیبه
جریان قوانین الهی 
قبلا خیلی کم رنگ بود از وقتی که به کنگره اومده ام جریان الهی بیشتر و بیشتر شده 
من در کل اهل غیبت و دروغ نبودم 
اما متاسفانه خیلی منفی بودم 
به زمین و زمان شک داشتم 
با کمک خانم اکرم عزیزم 
خیلی بهتر شدم
هیچ کسو قبول نداشتم 
الان متوجه شدم عیب از خودم بوده 
دارم با خودم کار میکنم. 
تغییرو در خودم احساس مکنم 
این مساله خیلی خوشحالم کرده 
همه اش مدیون خانم اکرم هستم 
دراخر چیز مهمی. که باید روش کار کنم. خیلی کم حرف هستم حسابی عذابم میده
من از این که کنگره ای شدم خیلی خوشحالم 
درکل از استاد بزرگوارم.

همسفر فرزانه
همیشه از بچگی قوانین الهی را بهمون اموزش دادن . ولی متاسفانه وقتی میدیدم . بزرگترها رعایت نمیکنند منم چون در جهل بودم رعایت نمیکردم . وفقط قوانین الهی را به نماز وروزه گرفتن میدانستم . وهمیشه پر توقع تر میشدم چون حس میکردم بنده خوب خدا هستم . اما با ورود به کنگره چیز دیگری دست گیرم شد وکم کم اجاریش کردم وحالا میفهمم قوانین. را چطور به کار ببرم در زندگیم . وزمانی که اجراش میکنم احساس آرام بودن وخوشی بهم دست میدهد . ومیدانم اگر قوانین الهی را کاربردی کنم  به نفس مطمئنه نزدیک میشوم ودر جهان های دیگر هم این آرامش همراهم خواهد بود .

همسفرلیلا
قوانین الهی تو زندگی من کم وبیش بوده و هست .ولی  از زمانی که به کنگره میام اراده مو قوی ترکردم ک بتونم تو زندگیم پررنگتر کنم وزمانی میتونم ب آرامش واقعی برسم ک بتونم اجرا کنم.وقتی سرم ب زندگی خودم باشه'وقتی غیبت نکنم وقتی قضاوت نکنم هم خودم آرامش بیشتری دارم و صددرصد میتونم این آرامشو انتقال بدم ب اعضای خانواده و اطرافیانم و این یعنی آرامش و قوانین الهی.امیدوارم ک از پسش برمیام

ودر پایان سخنان کمک راهنما اکرم هاشمی:

در رابطه با موضوع مشارکت
در زندگی یه سری قوانین وجود دارند.
مثلا قوانین خانه و خانواده
قوانین کشور 
و به طور کلی یه سری قوانین الهی وجود دارند که خداوند از طریق پیامبران خود به انسانها یادآوری نموده است.
و اگر فرمانبردار نباشیم و  قوانین را اجرا نکنیم , در آخر ضربه اصلی به خودمان برخورد می کند.
برای مثال یکی از قوانین الهی رعایت حقوق دیگران است , اگر من از طبیعت , رودخانه , پارک و ... برای تفریح لذت میبرم , اگر بعد از اینکه میخواهم آن مکان را ترک کنم به اطراف خودم توجه نکنم و زباله ها و پلاستیکها را در آن مکان رها کنم , به محیط زیست خود آسیب زده ام و آن را آلوده کرده ام , با این کار به مرور زمان طبیعت تخریب میشود و هر چه از تعداد درختان کم شود , آبادانی هم کم میشود و بارش باران کمتر میشود.
این موضوع در تمام سطوح زندگی ما جریان دارد و زیر پا گذاشتن هر کدام از قوانین به ضرر خود ما تمام میشود.

من هم همیشه تلاش میکنم تا از قوانین الهی در زندگی خود استفاده کنم و از مسیر خارج نشوم و اگر خارج شدم دوباره به مسیر اصلی برگردم و با رعایت قوانین آرامش و آسایش را برای خودم و همه انسانها به وجود بیاورم.

 واکنون دلنوشته یکی از اعضای لژیون

همسفر نسرین
با یه دنیا تصمیم و اراده چشم به جهان گشودم اما غافل از اینکه راهی بسیار سخت و پیچیده در پیش رو دارم. 
خانواده ام خیلی مذهبی نبودن در نتیجه زیاد با دین آشنایی نداشتم. 
با خدا در ایام محرم آشنا شدم، احساس کردم دوست خوبیه، هر چی سنم بالاتر میرفت فکر میکردم میتونم باهاش صمیمی تر بشم و ناگفته‌ها رو براش بگم. 
اون موقع ها فکر میکردم فقط تو محرم میشه با خدا حرف زد. 
وقتی که این ایام تموم میشد احساس میکردم دلم براش تنگ میشه. 
همیشه میگفتم که کاش میشد همیشه با خدا حرف زد و باهاش درد و دل کرد. وقتی رفتم مدرسه گفته های معلمها باعث شد ازش بترسم. 
اونا همش میگفتن میخواد عذابت کنه، تو آتیش بسوزونه و هزار چیز دیگه. 
یه کم ازش فاصله گرفتم ولی راستش رو بخواهین از ترسم نماز میخوندم. 
گاهی دلم براش تنگ میشد ولی میگفتم چرا خدا منو خلق کرده که هم تو این دنیا سختی بکشم بعد هم که از دنیا رفتم بازم عذابم بده و منو آتیش بزنه. 
دوره نوجوانی به همین منوال گذشت تا اینکه ازدواج کردم.
مادرشوهرم انسان باایمانی بود. 
میگم بود چون به رحمت خدا رفته، روحش شاد. 
روزها باهام حرف میزد از مهربونی خدا میگفت که چقدر بنده هاش رو دوست داره و چقدر عاشق بنده هاشه. 
بهش گفتم اگه عاشقه پس چرا میخواد ما رو بسوزونه، جواب میداد که نه خداوند اگه هزار محبت داشته باشه از هزار تا یکی رو در قلب مادر قرار داده، تو دلت میاد اگه بچه ات کار خطایی کرد اونو بسوزونی، یا اگر عذر خواهی کرد میبخشیش و اصلا به روی خودت نمیاری. 
دیدم منطقی میگه و حرفاش به دلم نشست چون با اعمالش یکی بود. 
هر روز یه داستان و روایت از مهربونی خدا به بنده هاش برام تعریف میکرد، دوباره احساس کردم خدا رو دوست دارم. در لحظه لحظه زندگی حسش میکردم. خیلی باهاش احساس راحتی و صمیمیت داشتم بعد هر نماز که براش حرف میزدم خیلی آروم بدون قضاوت کردنم به حرفهام گوش میکرد، بعد نوبت خدا بود که برام حرف بزنه و راهنماییم کنه، از بهشت بگه و نعمتهاش، از اینکه چه کارهایی باعث عذاب خودم میشه. 
کم کم فهمیدم یک سری قوانین وجود داره، قوانین الهی که اگه رعایت بشن هم این دنیا تبدیل به بهشت میشه هم وقتی از این دنیا رفتم وارد بهشت میشم.

هر وقت با خدا حرف میزدم ازش درخواست میکردم که منو در صراط مستقیم قرار بده. 
خدا رو شکر در طول مسیر با کسانی آشنا شدم که خود قوانین الهی رو رعایت میکردن و  بهم کمک کردن تا با رعایت کردن هر چه بیشتر این قوانین به آرامش بیشتری دست پیدا کنم،
و در نهایت روزی رو به یاد بیارم که با خدا پیمان بستم تا در صراط مستقیم قدم بردارم و مظهر ظهور اسماء الهی باشم.
 

خدایا به تو پناه میبرم در آن لحظه که مرا به روی دستها میبرن بی هیچ زاد و توشه‌ای.. 
خدایا به تو پناه میبرم در آن لحظه که هر صدایی جز صدای تو به گوشم زیبا شنیده شود...
خدایا به تو پناه میبرم در آن لحظه که هوس همچون زیبا رویی زشت طینت به من اشاره میکند.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: اخبار لژیون،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مرتضی رهجوی آقا تیمور جمعه 10 اردیبهشت 1395 19:14
سلام خیلی عالی بود از خانم هاشمی ممنونم
جمعه 10 اردیبهشت 1395 18:21
ممنون عزیزان من عالی بود.
شمسی پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 00:08
خانم نسرین دلنوشته زیبایی بود.ممنون
همسفر مهتاب سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 09:47
با سلام و خدا قوت شاد باشید.
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 08:59
ممنون از تمامی همسفران واستادخانم اکرم.
خانم همسفر مژگان خداقوت.
شادوسربلندباشید.
همسفر نسرین دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 23:00
خدا قوت خانم مژگان عزیز
اکرم همسفر مرتضی دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 22:47
باسلام و خدا قوت فراوان عالی بود پایدار باشید خانم مژگان عزیز
شکوفه همسفر بابک دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 22:23
ممنون از زحمات خانم مژگان عزیز و تشکر ویژه از خانم اکرم عزیز.بسیار عالی بود
همسفرفریبا دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 21:41
باسلام وخداقوت خدمت خانم اکرم ورهجویانه گلشون .عالی بود.خانم نسرین دلنوشته تون زیبابودوتاثیرگذار.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: