فرق نگاه (گزارش لژیون خانم طاهره)
دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ساعت 20:20 | نوشته ‌شده به دست همسفر مژگان | ( نظرات )
راه های زیادی رفتم و به ریسمانی چنگ زدم تا شاید ...



به نام خدا

فرق نگاه

لژیون خانم طاهره

همسفر اعظم

روزی که برای اولین بار قدم به این مکان مقدس گذاشتم تمام وجود من پر بود از بارهای منفی ،با نا امیدی ودلی غمگین که گوئی سالهای سال از تمام ضد ارزشهایی که از آنها اطلاعی نداشتم در دلم رسوب کرده بود.

راههای زیادی را رفتم وبه هر ریسمانی چنگ زدم شاید بتوانم از این غول وحشتناکی که به زندگیم سایه انداخته بود خلاص شوم.ولی انگار نمیشد،به جایی رسیدم که باری به هر جهت زندگی می کردم وروز به روز از خودم دورتر می شدم با اینکه فرزندی داشتم واو نیاز وافری به من داشت اما من انگیزه ای برای زندگی نداشتم،محبت در دلم مرده بود ،هر روز صبح که چشمانم را می گشودم دنبال بهانه ای بودم که غر بزنم وزندگی را به کام همه تلخ کنم.

تصور میکردم باید اینگونه باشم،زندگی من همین است وغیر قابل تغییر. به خاطر اعتقاداتی که در خانواده داشتم نه میتوانستم جدا شوم نه بسازمبه عبارتی نه راه رفت نه راه برگشت.همه حرفها در دلم مانده بود،در تنهایی خودم گاهی می نوشتم وگاهی گریه می کردم مبادا کسی بفهمد.تا اینکه معجزه ای در زندگی من رخ داد،شاید باورش سخت باشد ولی به شدت معتقدم که خدا دستم را گرفت ومرا به کنگره آورد.حس خوبی داشتم ولی ماههای اول شاید تا سال اول اعتقادی نداشتم،همه چیز اصولی ومنطقی بود اما به کت من نمی رفت.نمی توانستم قبول کنم ولی مرتب آمدم وبا هر بار حضور در جلسه آرامش خاصی میگرفتم،هنوز به خاطر مسافرم می امدم وبا خودم کاری نداشتم ،مسافرم سفر خوبی نداشت،آموزش از جلسات میگرفتم اما نمیتوانستم اجرا کنم،حال خراب مسافرم از یک طرف وعذاب اجرائی نکردن آموزشها از طرف دیگر.

از دست خودم کلافه شده بودم ولی هنوز آن نیرو به من غلبه بود و مرا همراهی می کرد مدتها گذشت تا اینکه بالاخره وکم کم توانستم به خودم نزدیکتر شوم ویا به عبارتی با خودم آشتی کردم،شروع کردم به کنکاش لایه های وجودی خودم.بعدا متوجه شدم که همه چیز در درون خودم است.آنقدر سرگرم ضد ارزشها وناخالصی های درونم شدم که از مسافرم غافل شدم ودر این مدت مسافرم هم شروع کرد به خوب سفر  کردن ،بعد از  گذشت تقریبا 3 سال بالخره مسافرم رها شد و من هم نمیگوییم رها شدم ،هنوز درگیر ناخالصیهای درونم هستم،آگاهی وشناخت پیدا کردم و هر لحظه وثانیه خداوند را شاکرم که با تمام لجاجت وسماجت من دستم ر ا رها نکرد ومرا تنها نگذاشت به نظر من کنگره یعنی فرق نگاه الان من،که به گذشته بر میگردم متوجه میشوم که چقدر دید من نسبت به همه چیز تغییر کرده است،خیلی خوشحال وشاکرم که مرا با انسانهای عاشقی آشنا کرد که محبتشان را بی هیچ ادعائی نثار انسانهای تشنه ی محبت می کنند ،آنها را آبیاری میکنند تا یاد بدهند عاشقی راواین مانند زنجیره ای ادامه دارد.

همسفر ام البنین

یادم می آید که قبل از اینکه وارد کنگره بشویم من همیشه در آینده سیر میکردم وآنقدر استرس داشتم که حالت افسردگی می گرفتم وهمیشه غصه ی روزهای نیامده را میخوردم وتررس داشتم که از لحاظ مالی در آینده به مشکل بخوریم واما نقطه مقابل من  شوهرم بود که برعکس من درگیر آینده بود وهمیشه حسرت روزهای تلخ گذشته را می خورد وهمه دنیا را در شکستهای زندگیش مقصر می دانست  وبیشتر اوقات در ناامیدی وتاریکی بود وهمسرم هم به نوعی دیگر دچار افسردگی بود.اما از روزی که من وهمسرم وارد کنگره شدیم اولین چیزی که از ما خواسته شد این بود که گذشته را رها کنیم ،با تمام تلخیهایی که داشت وبا ذهن آزاد ودور از کینه آموزشهای کنگره را سرمشق زندگی خود نمائیم.کنگره به ما آموزش داد آن چیزی که حائز اهمیت است زمان حال است واستفاده از لحظه لحظه زندگی است.وخداوند ممکن است روزی فردی را به باریکی مو برساند اما هیچ گا آن را قطع نمیکند وحالا بعد از گذشت 6 ماه همسرم به چنان آرامشی دست یافته که اطرافیان از آرامش او در تعجب هستند.

یکی دیگر از مشکلاتی که من در گذشته داشتم ،نداشتن احساس مسئولیت که این بی مسئولیتی را در همسر خودم نیز می دیدم واین به دلیل سستی اراده و قاطع نبودنم بود.و از زمانی که با قاطعیت خواسته هایم را عنوان کردم وروی خواسته ام پافشاری کردم مشکلم حل شد.با آموزشهای کنگره آموختم که در مواجه با مشکلات یک سر مشکل خودم وسر دیگر شخصی است که با آن به مشکل خورده ام.ما اگر شروع کنیم وتغییراتی در خود ایجاد کنیم یا طرف مقابل تغییر رفتار میدهد یا از زندگیمان بیرون میرود،من در حال حاضر از این فرمول استفاده میکنم ،چون این موضوع را کاملا درک کردم.

من دوست دارم در کنگره به وادی محبت دست پیدا کنم زیرا کلید رهایی از همه ضد ارزشها ست ،در پس آن محبتی وجود دارد که اگر به آن دست پیدا کنیم می توانیم هر ضد ارزشی را تحت کنترل خود در آوریم.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شیدا سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 15:25
مژگان عزیزم از شما بسیار ممنونم.
بسیار ممنون از خانم اعظم و ام البنین عالی بود.
شکوفه همسفر بابک سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 10:57
ممنون از خانم مژگان عزیز.خدا قوت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو